نفی نوروز؛ هویت‌زدایی یا هویت‌زایی

سر سال نو هرمز فرودین

بر آسوده از رنج تن، دل زکین

بزرگان به شادی بیاراستند

می و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار

به ما ماند از آن خسروان یادگار

 

نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال نو و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به‌جامانده از دوران باستان است. خاستگاه اصلی جشن نوروز آریانای کهن می‌باشد. نوروز در کشورهای افغانستان، ایران و تاجیکستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و تعطیل رسمی‌ است. در بارۀ تاریخچۀ پیدایی و چه‏گونه‏گی برپایی این روز روایت‌های مختلف تاریخی وجود دارد و پژوهش‏گران در این زمینه کارهای فراوان در خور ستایشی انجام داده‌اند و برخ اعظمی از این پژوهش‌ها قابل درنگ اند. از اختلاف‌های تاریخی که میان پژوهش گران در پیدایی این جشن بزرگ آریایی وجود دارد بگذریم؛ آن‏چه برای ما اهمیت فراوان دارد این است که این جشن در زمین و سرزمین و زبان ما گذشتۀ بسا طولانی دارد و انکار آن در واقع انکار هویت چند هزارسالۀ مان است.

اگر امروز ما خود را ملت آزاده، نجیب، دهقان و…. می‌دانیم تنها یک دلیل محکم و استوار دارد و آن جز همان هویت، فرهنگ، شکوه، عقلانیت و تاریخ کهن این سرزمین که تا چشم کار می‌کند شرافت و شعور و عیاری و آزاداندیشی دیده می‌شود چیزی نیست. گذشته‌یی که از اسطوره‌ها تا واقعیتش همه نمایان‏گر ایستادن در برابر نابرابری،  نابخردی، پستی‌ها و پلشتی‌هاست، گذشته‌یی که دادگری، سخاوت، زحمت‌کشی و آزاده‏گی در آن نماد انسانیت و شرافت است.

شوربختانه با گذشت هر روز، از آن روزگار پندار و گفتار و کردار نیک دور می‌شویم؛ و به همان پیمانه آن اصالت ناب در ما رنگ و رخ می‌بازد و میان ما و آن هویت روشن و رخشنده مه‌گرفته‏گی  بیشتر می‌شود.  اگر امروز در تمام بخش‌های زنده گی از کاروان رشد و ترقی جهانی عقب افتاده‌ایم، اگر از صنعت و فن‌آوری دوریم،  اگر جزو کشورهای جهان سوم شمرده می‌شویم و… اما در برابر این همه نداشتن‌ها، خوشبختانه هویتی داریم که در جهان کم‌نظیر است، شاهنامه‏یی داریم که تاریخ شکوه و شاهی و تمدن ویژۀ ملت ماست.

ملتی که گذشته ندارد؛ آینده نیز نخواهد داشت. این مسئله را نیک می‌دانیم؛ اما درد بزرگ این است که تبر برداریم و به بریدن درخت‌های تنومند هویت گذشته‌مان  برویم و بی‌رحمانه ریشه‌هایش را قطع کنیم و بازهم از نشانی یک ملت با هویت و سرافراز حرف بزنیم و گلو پاره کنیم.

اگر زنده‌ایم؛ این زنده بودن ریشه در همان گذشته دارد، اگر تاریخ  و هویت و افتخار داریم، برخ اعظمش وامدار همان گذشته‌یی است که امروز برخی‌ها در برابر آن به پا خاسته اند و فتوای ویرانی‌اش را سر می‌دهند.

بیشترینه مردم افغانستان مسلمان استند و به اعتقادات دینی‌شان سخت باورمند اند؛ اما در کنار این که مردم ما دین شان را دوست دارند؛ زمین و سرزمین و هویت و تاریخ کهن شان را نیز دوست دارند و از آن پاس‌داری می‌کنند. جشن فرودین  یا همان جشن نوروز یا جشن فروردگان پیش از هر چیز دیگر تن و بدن و روح فرهنگ و هویت کهن ماست و برپایی آن نشان از تعهدی‌ست در برابر نگه‌داری میراث کهن تمدن و ارزش‌های اصیل ملتی که سیمای روشن چندین هزارساله دارد.

کاش تکه‌داران به ظاهر مسلمان و دین‌مدار، به جای صدور فتوای منع جشن نوروز، گاه فتوایی صادر می‌کردند در نکوهش انتحار و ترور، خشونت علیه زنان، کودکان، جنگ، تحجر و…

به امید فرارسیدن روزی که دست از خصومت و دشمنی با فرهنگ و هویت و میراث‌های نامیرای کهن‌مان برداریم و در راستای حفظ و گسترش آن تلاش کنیم.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن