آیا نوروز با دین در تقابل است؟

گفت‌وشنیدی با نصرالله نیکفر

نوروز همه‌ساله در کشورهای پارسی‌زبان و شماری از کشورهای دیگر با شکوه و جلال تجلیل می‌شود و از آن به عنوان جشن طبیعت، جشن‌زیبایی، صمیمیت و سرزنده‌گی یاد می‌شود. در این میان افغانستان تنها جغرافیایی‌ست که در آن، در برابر این جشن، ساز مخالفت می‌زنند. این اختلاف‌ها به مرور و با گسترش بینادگرایی روز‌افزون، به‌ویژه بعد از دورۀ سیاه طالبان شدیدتر شدند و حتا تلاش‌هایی هم برای تحریم آن از مجرای دینی صورت گرفته است.

اگرچه در فهرست ممنوعات فرقه‌های بنیادگرا نوروز تنها نیست و ارزش‌های دیگر فرهنگی و زبانی نیز همواره مورد تهاجم و سرکوب قرار می‌گیرند اما دانش‌آموخته‌ها، فرهنگیان، خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستان برای حفظ این ارزش‌ها می‌کوشند و نمی‌گذارند به بیخ این درخت پربار تیزاب برسد.

زبیر رضوان، خبرنگار پرسش به همین منظور و برای دریافت چگونه‌گی تجلیل از این جشن و دلایل تحریم آن از سوی بنیادگرایان، با آقای نصرالله نیکفر گفت‌وشنیدی انجام داده است.

 

آیا برگزاری جشن نوروز از نظر دین اسلام ناروا است؟

ﺣﺪﯾﺜﯽ ﮐﻪ ﺃﺑﻮﺩﺍﻭﺩ ‏(۱۱۳۴) ﻭ ﻧﺴﺎﺋﯽ ‏(۱۵۵۶( ﺍﺯ پیامبر اسلام ﺭﻭﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ:

«ﻋَﻦْ ﺃَﻧَﺲٍ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﻗَﺎﻝَ ﻗَﺪِﻡَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﯽ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ ﺍﻟْﻤَﺪِﯾﻨَﺔَ ﻭَﻟَﻬُﻢْ ﯾَﻮْﻣَﺎﻥِ
ﯾَﻠْﻌَﺒُﻮﻥَ ﻓِﯿﻬِﻤَﺎ ، ﻓَﻘَﺎﻝَ : ﻣَﺎ ﻫَﺬَﺍﻥِ ﺍﻟْﯿَﻮْﻣَﺎﻥِ ؟ ﻗَﺎﻟُﻮﺍ : ﮐُﻨَّﺎ ﻧَﻠْﻌَﺐُ ﻓِﯿﻬِﻤَﺎ ﻓِﯽ ﺍﻟْﺠَﺎﻫِﻠِﯿَّﺔِ . ﻓَﻘَﺎﻝَ
ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺻَﻠَّﯽ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭَﺳَﻠَّﻢَ : ‏(ﺇِﻥَّ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﻗَﺪْ ﺃَﺑْﺪَﻟَﮑُﻢْ ﺑِﻬِﻤَﺎ ﺧَﯿْﺮًﺍ ﻣِﻨْﻬُﻤَﺎ : ﯾَﻮْﻡَ ﺍﻟْﺄَﺿْﺤَﯽ،
ﻭَﯾَﻮْﻡَ ﺍﻟْﻔِﻄْﺮِ ‏) ﻭﺻﺤﺤﻪ ﺍﻷﻟﺒﺎﻧﯽ ﻓﯽ ﺍﻟﺴﻠﺴﻠﺔ ﺍﻟﺼﺤﯿﺤﺔ ‏(۲۰۲۱‏)

«موسى فرزند اسماعیل از حماد و حماد از حمید و حمید از انس (رض) روایت مى‌کنند که گفت: زمانى که پیامبر (ص) وارد مدینه شد دید که مردم دو روزى داشتند که در آن دو مناسبت به بازى مى‌پرداختند. پیامبر فرمودند: «این چه روزهایى است؟». گفتند: ما در دوران جاهلیت در این دو روز به بازى و سرگرمى مى‌پرداختیم. پیامبر خدا در پاسخ فرمودند: «خداوند دو روز بهترى را جاگزین آن‌ها کرده است: عید قربان و عید فطر».

در نخست باید گفت که بیشترین محدثان و دانشمندان جرح و تعدیل حمید (راوی) این حدیث را مدلس و طویل گفته‌اند که مدلس عبارت از پوشاندن و کتمان کردن است. از دید شمار زیادی از علمای حدیث، راوی این حدیث ثقه نیست از این هم که بگذریم؛ شما اگر ژرف‌تر بر این حدیث نگاه کنید، در این حدیث نامی از نوروز برده نشده است. هم‌چنان این جشن‌های که در مدینه گرفته می‌شدند دو جشن پشت سر هم بوده‌اند در حالی‌که ما دو جشن پشت سر هم نداریم. سوم اعیاد سامی با جشن‌های آریایی فرق دارد. چهارم از متن این حدیث بحث تحریم بیرون نمی‌شود. این‌جا بحث بهتر بودن مطرح است نه حرام بودن. گذشته از این پیش ازین‌که بحث تحریم نوروز از قرآن و حدیث ثابت شود، بحث روا بودن آن فربه‌تر است نظر به آیات بی‌شمار.

برای نمونه در آیۀ11 سورۀ انعام می‌آیدکه: «قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ» ترجمه:(اى پيامبر! به آنان) بگو: در زمين بگرديد، سپس بنگريد كه سرنوشت تكذيب كنندگان چه‌گونه شد؟

و یاهم در آیۀ20 سورۀ عنکبوت می‌آید که:

«قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» ترجمه: بگو: در زمين بگرديد و بنگريد خداوند چه‌گونه آفرينش را آغاز كرده است‏؟ سپس خداوند [به همين‏گونه‏] جهان آخرت را ايجاد مى‏كند؛ به‌راستی خدا بر هر چيز توانا است‏!

مصداق این آیت‌ها جشن نوروز جشن بر آمدن به دامن کوه و دشت است. جشن دیدن مظاهر الهی‌است. جشنی‌است که انسان شگفتی‌های خلقت الهی را به چشم سر می‌بیند.

گاهی و بیشتر به حدیث «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ» هم استناد ورزیده‌اند که این حدیث هم شرایط و مصداق‌های خود را دارد.

ترجمه: کسی که به قومی خودرا شبیه می سازد او از جمله همان قوم است.

که این حدیث مصداقش در مسایل عبادی است و در عقاید عبادی. و مرادش این‌جا به نیت هم‌سانی با قوم دیگر است. در حالی که در افغانستان هیچ‌گاه مردم جشن نوروز را به نیت هم‌سانی با یهود و نصارا و زرتشتی‌ها خجسته نمی‌دارند و جشن نمی‌گیرند. اگر قرار را بر ظاهر حدیث بگیریم که ما ناگزیر از هم‌سانی و شباهت با کفار هستیم. برای نمونه ما در خوردن، نوشیدن، راه‌رفتن، سخن‌گفتن، دانش‌آموختن، بروز نبوغ و غرایض، بروز هیجانات، سخن گفتن، خندیدن و… با کفار هم‌سان هستیم و کم‌تر فرق داریم.

اگر می‌گویند که جشن نوروز را زرتشتی‌ها جشن گرفته‌اند و ما نباید جشن بگیریم، پس در آن صورت شتر را مشرکین مکه سوار شدند پس آیا ماهم سوار نشویم؟ این در حالی‌ست که جشن شتردوانی در عربستان از عصر جاهلیت بوده و تا هنوز هم دوام دارد و هیچ مرجع رسمی دینی آن‌را رد نکرده است. دو جشن دیگر از عصر فراعنه در مصر باقی مانده که یکی آن به نام شم‌النسیم است که الازهر مصر جواز آن‌را داده و گفته‌اند هیچ منافاتی با دین ندارد و یک رسم فرهنگی و طبیعی‌ست.

 

پس چرا این‌همه مخالفت با نوروز وجود دارد؟ آیا نوروز واقعاً با دین در تقابل است یا این‌که مشکل جای دیگری‌است؟

مخالفت‌هایی که با نوروز صورت می‌گیرد همه سیاسی اند. این مخالفت‌ها ریشۀ دینی ندارند، بل‌که ریشه‌اش سیاسی و برخاسته از سیاست تمدن‌سوزی و فرهنگ‌ستیزی یک تبار مشخص با همکاری شبکه‌های استخباراتی بیرونی‌ست.

نظام حاکم در افغانستان برای جازدن فرهنگ تبار خودش، در گذشته با همکاری انگلیس‌ها و پسان‌ترها با همکاری عرب‌ها، امریکایی‌ها و پاکستانی‌ها تلاش دارد همه داشته‌های بومی این جغرافیا را نیست و نابود کند و به جای آن فرهنگ خود را نهادینه بسازد، چون برنامه سر افغانیزه‌سازی مردم این کشور است و مردم این کشور ریشه در گذشته‌های دور دارند. نخست باید ورق‌های تاریخ را این‌ها سیاه کنند و سپس بیایند و فرهنگ خود را نهادینه‌سازی کنند.

این‌ها برای این‌که نام و نشان تاریخی ما را بدنام کنند، سر به هر دری می‌زنند و دست به هرکاری می‌زنند. جایی که دست‌شان رسید با زور تمدن و فرهنگ ما را ویران می‌کنند، جایی که دست‌شان نرسید از دریچۀ پرسمان‌های دینی می‌آیند و با تطمیع‌کردن شماری از به ظاهر عالمان دینی فتواهای سیاسی می‌خرند و آن‌را صادر می‌کنند.

دربارۀ این‌که آیا نوروز واقعاً با دین در تقابل است، باید بگویم که نه؛ نخست باید روشن کنیم که دین چیست. دین را اگر قرآن و سنت پیامبر اسلام برشمریم، در آن صورت جشن نوروز با آن هیچ تقابلی ندارند.

اگر دین فقه شکل گرفته به کوشش امامان بزرگ دین باشد، در آن صورت، دین با چنین جشن‌هایی در تضاد و تقابل نیست. ولی اگر برداشت‌های ناقص سیاسی و فردیِ بغض‌آلود خویش را دین انگاشته و از آن دریچه بر جشن نوروز نگاه کنیم، آنگاه با چنان دینی جشن نوروز در تقابل است.

شماری بر این باوراند که هر رسم عربی را نیکو بدارند و روا بخوانند و هر رسم غیرعربی را حرام بگویند و غیردینی؛ این دید است که مفتیان سیاسی مزدبگیر مارا به بی‌راهه می‌برد.

 

در این صورت آیا می‌توان نوروز را یک موضوع سیاسی خواند؟

بحث نوروزستیزی تنها خودش نیست؛ این‌جا بحث تمدن‌سوزی و فرهنگ‌ستیزی مطرح است. شما نظریۀ جنگ تمدن‌ها را نباید فراموش کنید، چون در این میان یکی هم تمدن آریایی یا خراسانی‌ست که نفس می‌کشد.

این تمدن ویژه‌گی‌های خود را دارد. بخواهیم نخواهیم، قدنمایی این تمدن کهن‌نسال در برابر چشمان غرب خوش نمی‌خورد. آن‌هم در زمانه‌یی که از دل این تمدن بحث گفت‌وگوی تمدن‌ها مطرح می‌شود و بحث قارۀ کهن دامن زده می‌شود؛ حتا اروپا را از این گفتمان خوش نمی‌آید.

آن‌سو هم تمدن و فرهنگ عرب است و آن‌ها بیشترین رسم و رواج خود را دین گفته بر ما تحمیل کرده‌اند. عرب‌ها زوال آن رسم و رواج را امروزه زوال دین می‌پندارند و برای جلوگیری از این زوال، هزینۀ زیادی کرده‌اند.

نوروزستیزی در افغانستان ادامۀ آریایی‌ستیزی، خراسان‌ستیزی، فارسی‌ستیزی و انفجار تندیس‌های معروف به بودا است.

 

پس برای زدودن تلاشی که برای بدنام ‌سازی نوروز وجود دارد چه باید کرد؟

برای این‌که حملات فریب‌خورده‌گان و دشمنان فرهنگ و تمدن آریایی را دفع بسازیم، نیاز است بیشتر و بهتر به ریشه‌های تاریخی، فرهنگی و روان‌شناختی این جشن و دیگر داشته‌های تمدنی خویش بپردازیم و در آن باره بیشتر و بهتر پژوهش کنیم تا بین راه و چاه تفکیک نماییم.

بسیاری‌ها از اثر نا‌آگاهی و نبود سند فریب می‌خورند و دنباله‌روی می‌کنند. اگر ما در این زمینه بیشتر کار کنیم به همان اندازه جلو فرهنگ‌ستیزان را گرفته‌ایم.

 

آیا بزرگ‌داشت نوروز اصول و قواع دخاصی می‌پذیرد؟

نوروز از خودش اصول و روش‌های ویژه دارد، چنان‌که هر رسم و آیین و جشن دیگری نیز روش‌های ویژۀ خود را دارد. اما چیزی که در نوروز ساده است و گفتنی، مردمی بودن و غیررسمی بودنش است. همین‌طور طبیعی بودن آن.

آماده کردن سمنک و هفت سین، پوشیدن لباس نو، رفتن به دامن کوه و دشت، دلِ خوش داشتن و دل از کینه ستردن خود رسمیات این روز است.

اما خرافاتی هم وارد این جشن شده که این جشن آن ‌را بر نمی‌تابد و باید از چنین خرافاتی دور گردد و صیقل یابد. یکی هم در این میان مسئلۀ جهنده است؛ امری که با آن نوروز خرافاتی‌تر می‌شود.

ما در گذشته‌ها چیزی به‌نام جهنده نداشتیم و در تاریخ هم چنین چیزی نیامده است و هم‌چنان با بر افراشتن آن در نوروز کسی از آن جهنده، یاهم از قبری که در بلخ است چیزی نخواسته است. این درست است که به غیر خدا کسی را به یاری خواستن، آن‌هم کسی که زنده نیست، یک کار مشرکانه است و ناروا. در دین اسلام ولی در بعضی مذاهب روی این مسئله اختلاف وجود دارد و می‌گویند که گپی ندارد.

به هرحال، ما دنبال اختلاف‌ها نیستیم. برافراشتن جهنده ریشه در گذشته‌های دور دارد. این جهنده شکل تحریف شدۀ درفش کاویانی است. زمانی که مردم در آریانای کهن از ستم ضحاک بیدادگر به داد آمدند، کاوۀ آهنگر پیش‌گیر چرمی‌اش را بر سر نیزه آویخت و مردم را در کوچه و بازار در برابر ضحاک ستمگر شوراند و سرانجام مردم بر ضحاک پیروز شدند. به نشانۀ این پیروزی و پاس‌داشت از آن هرسال در نوروز در همان روز نخست درفش کاویانی با رسمیات و تشریفات بلند می‌شد و مردم خوش‌حالی می‌کردند و سخنرانی‌های آتشین و حماسی همراه با سرودهای آزادی خوانده می‌بود. برافراشتن درفش کاویانی در ذات خودش مشکلی ندارد ولی این جهنده آن درفش نیست بل‌که آلوده با خرافات است. باید این خرافات زدوده شود و نوروز را از همه شرک و بدعات پیراسته شود.

 

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن