آدمی و لذت مشترک

ضمیر محب

سرِ سالِ نو، هُرمُزِ فَرْوَدین
برآسوده از رنجْ تنْ، دل ز کین

خوش بودن یکی از نیازهای‌ست که متضمن بقای لذت انسان از دنیا می‌گردد. در کل آدمی به دو شکل لذت را تجربه می‌کند، یکی به شکل تجریدی و دیگر به شکل اشتراکی و جمعی. لذت فردی بیشتر در دنیای درونی فرد محسوس است تا دنیای بیرون آن. هر چیز سرخوشی‌آور را که حس می‌کنیم میزان سرخوشی آن از دنیای درون تعین می‌گردد. اما سرخوشی مشترک مستلزم جمعی بودن است؛ هر جمع، لذت‌شان را از جشن‌های خاص که منحصر به خودشان است می‌گیرند.

این‌که لذت خود را از کدام راه به‌دست می‌آوریم، وابسته است به ناخودآگاه جمعی آدم‌ها. هر تیپ خاصی از آدم‌ها که وابسته به جغرافیای خاص استند، لذت مشترک‌شان نیز خاص خودشان است (به شکل‌های گوناگون در پی کسب سرخوشی‌)شان از دنیا اند. گروهی به سبب زاده‌شدن موجود مقدس‌شان، تیپ خاصی به بهانه‌ٔ وصل شدن دو موجودی که الگوی تاریخی‌شان هستند، تعدادی هم به سبب آزادی جغرافیای ‌که در آن زاده‌ شده‌اند، جمعی به‌خاطر ظهور شاه عادل و همین‌گونه هر گروه به شکل‌های مختلف و از ره‌گذرهای مختلف، مناسبت‌های‌شان را جشن می‌گیرند.

از چشم‌انداز روانکاوی جمعی، دریچه‌یی که آدم‌ها لذت‌ مشترک‌شان را از راه آن کسب می‌کنند، مربوط آرکی‌تایپ/ یا ناخودآگاه جمعی‌شان است. یکی از آرکی‌تایپ‌هایی که جشن مشترک ما آریایی‌هاست و به واسطهٔ آن لذت مشترک خود را کسب می‌کنیم، جشن نوروز است. تاریخچهٔ برگزاری این جشن مشترک بر می‌گردد به قرن‌های پیش از میلاد؛ به آوانی که جمشید یا یما، پادشاه جغرافیایی به‌نام آریانا بود و تا امروز برگزاری آن همه‌ساله ادامه داشته است.

آدمی همان‌گونه که محتاج زیست اجتماعی‌ست، نیازمند لذت مشترک نیز است. نوروز جشن مشترک آدم‌هاست. گریز از اجتماع، گریز از سرشت اجتماعی انسان است. گرامی داشتن آن، ارج گذاشتن به سرشت اجتماعی انسان است. این که آیا نوروز یک پدیدهٔ اسطوره‌یی بوده یا تاریخی و یاهم جشن قدسی یا طبیعی؛ همه بهانه‌اند برای کسب لذت از جشن مشترک‌مان. عقلانی‌تر این خواهد بود که آن را جشنی بپذیریم که به پیشواز طبیعت سبز برگزار می‌گردد. چه خوب است که ما سراغ آمدن زیبایی رفته و آن را خوش‌آمدید بگوییم. زمستان‌ هم زیباست اما به سبب سفیدپوشی و سرمای مداومش، دل‌گیری وارد زنده‌گی آدم‌ها می‌گردد. بدین منظور، آدم‌ها محتاج بازآفرینی و تغییر در طبیعت اطراف‌شان هستند. بهار طبیعت را بازآفرینی می‌کند. طبیعتِ انسانی با اتفاق بازآفرینی سازگاری شعف‌آوری دارد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن