ضرورتِ بسیج در برابر طالبان

مبرهن است که بیشتر از سه دهه جنگ و ستیزه‌‌جویی، همۀ هستی مادی و فرهنگی کشور ما را به خاک یک‌سان ساخته است. نهادها و تاسیسات اقتصادی منهدم شده‌‌اندشده‌ند؛ شفاخانه‌ها و مکاتب به آتش کشیده شده‌اند؛ پل‌ها و جاده‌ها ویران شده‌اند؛ کارخانه‌های صنعتی غارت شده‌اند؛ باغستان‌ها و تاکستان‌ها سوخته‌اند و صدها هزار مواشی گاو، گوسفند، اسپ، اشتر و… تلف شدند. صدها خانه ویران و میلیون‌ها انسان قربانی جنگ‌های تنظیمی در شهر کابل و سایر نقاط کشور شدند و بسیاری مجبور به ترک دیار و بی‌خان‌و‌‌مان گردیدند که از این ناحیه، خسارات هنگفت مالی و جانی به بار آمد و تا اکنون هم این جنگ و ناامنی پیوسته ادامه دارد.

از هنگامی که رژیم سیاه و واپس‌گرای طالبان به کمک نیروهای ایتلاف و در راس آن ایالات متحد امریکا، سقوط داده شد، القاعده و طالبان آرام ننشسته و به ترور، اختناق، هراس و دهشت‌شان در بین مردم ادامه می‌دهند؛ اما نیروهای ایتلاف و قوت‌های نظامی امریکا موفق نشده‌اند تا به گونۀ قطعی، القاعده و طالبان را از صحنۀ مبارزه خارج سازند؛ زیرا یگانه تکیه‌گاه مطمین این دهشت‌افگنان و مراکز پرورش آن‌ها در آن‌سوی مرز در حمایت و پشتیبانی استخبارات پاکستان قرار دارد.

در اثر این ماجراجویی‌های گروه‌های تندرو و هراس‌افگن و تروریست، القاعده و طالبان پاکستانی و عربی در یک دهۀ اخیر، بهترین شخصیت‌های علمی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و علمای پاک‌نهاد، نماینده‌گان و شخصیت‌های با نفوذ جامعۀ ما، جام شهادت نوشیده اند.

نیروهای ایتلاف و در راس ایالات متحد امریکا، امروز با عالی‌ترین و پیش‌رفته‌ترین وسایل نظامی، حربی، تخنیکی و تکنالوژی تجهیز اند و این برای همه‌گان پرسش‌برانگیز است که این نیروها چرا از خود استراتژی معین و اهداف و تعریف ویژه‌یی از القاعده، ‌طالبان و گروه دهشت‌افگن حقانی ندارند. در حالی که این گروه‌ها، در مجموع  هراس‌افگن، تروریست و ویران‌گر هستند و باید به گونۀ دسته‌جمعی در یک صف، در فهرستِ سیاه گنجانده شوند و قاطعانه با آن‌ها رفتار شود. از جانب دیگر، افکار عمومی جهان می‌دانند که این جنگ برای امریکا و متحدانش طولانی‌ترین نبرد در برابر یک مشت کوچک تروریست محسوب می‌گردد.

از تاسیس دولت جدید افغانستان مدت ده سال گذشته است؛ اما آن‌چه شایانِ ذکر است این است که آن‌گونه که آرزو و آرمان والای مردم ما بود، کارهای بنیادی، از جمله اعمار چند پروژه بند برق، استخراج نفت و گاز، تاسیس کارخانه‌های صنعتی، احداث فارم‌های کشاورزی و مال‌داری که پاسخ‌گوی نیازمندی‌های اساسی در زنده‌گی اجتماعی شمرده می‌شوند، صورت نگرفته است و از این سبب، افراد اجتماع، ناگزیر دست به ترویج و تکثیر کشت تریاک، قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان، آدم‌ربایی، دزدی، قتل، گروگان‌گیری، قانون‌شکنی و ارتشا بزنند و این توفانی است مصیبت‌بار که سراپای جامعه را فرا گرفته است.

دولت‌مداران ما خط قرمز بین دوست و دشمن را مشخص نساخته‌اند. آنانی که به آتش‌سوزی مکاتب، تخریب پل‌ها و پل‌چک‌ها، ماین‌گذاری راه‌ها و کشتار مردم بی‌گناه می‌پردازند هنوز هم «برادر» خطاب می‌شوند.

و اما یک قشر عظیم جامعۀ ما که عبارت از شخصیت‌های روحانی و ملا امامان که در جامعه خیلی‌ها نفوذ معنوی دارند، مهر سکوت و خاموشی بر لب زده‌اند. اگر درست محاسبه شود در سر تا سر افغانستان شمار بیش‌تر از  سه صد هزار تن این نیرو وظیفه آموزگاری دینی را به بیش می‌برند. لازم است مقامات بلندپایۀ دولتی برای درهم‌شکستن برنامه‌های شوم طالبان مسلمان‌نما و تروریست از این قوت نیرومند که با سلاح دانش و بینش آراسته‌اند استفاده کرده و از پای منبر بر ضد این خفاشان خون آشام برخیزند. سکوت را درهم بشکنند و نقاب از چهرۀ پلید و نابه‌کار اسلام‌نمایان و منافقان براندازند.

هم‌چنان وظیفه میهن‌دوستانۀ همه‌گان، احزاب سیاسی،‌ جامعۀ مدنی و رسالت اجتماعی اعضای مجلس نماینده‌گان است که در ده‌ها، شهرها و استان‌ها رفته مردم را بیدار و متحد ساخته و با حرکت‌های خودجوش، منطقه و سرزمین مقدس‌شان را از وجود تخریب‌کاران پاک‌سازی کنند و هیچ‌گاه هم منتظر نباشیم که برای ما صلح و امنیت را خارجی‌ها به ارمغان بیاورد.

باید همه برای نجات کشور، با هم‌دلی، تفاهم برادرانه، عزم خلل‌ناپذیر به خاطر دفاع از شرف، عزت و ناموس وطن به پا برخاسته،  بی‌امان برزمند. آن‌گاه کسی حق دارد که شمشیر به کمر دارد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن