با گذاشتن عنوان «ناموس» استقلال زن را سلب می‎کنند

 گفت‌وشنید با حمیرا ثاقب

با گذشت یک دهه از استقرار نظام جدید سیاسی، حضور جامعۀ جهانی و دست آوردهای آن از جمله تامین حقوق بشری شهروندان و رفع تبعیض نسبت به زنان کشور، اینک با طرح موضوع خروج نیروهای خارجی از کشور در سال 2014، باورمندی و امیدواری‌ها نسبت به پایدار ماندن پیشرفت‌های تحقق‌یافته روزبه‌روز کم رنگ‌تر می‌شود.

از تمام نگرانی‌های موجود در کشور، نگرانی در مورد وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان جامعه پس از خروج نیروهای بین‌المللی بیش از همه آشکار می‌باشد؛ هرچند وضعیت کلی زنان در کشور از لحاظ حقوق سیاسی و اجتماعی به معنی کلی‌تر وضعیت حقوق بشری آنان در طول تاریخ کشور قابل قبول نبوده و با خشونت‌های تکان‌دهنده و فاجعه‌باری همراه بوده‌است، ولی ادعاهای وجود دارد که طی یک دهۀ گذشته سنگ‌بنای یک تحول بنیادین گذاشته شده که راه را برای بهبود بخشیدن به وضعیت زنان ودست‌یابی آنان به حقوق شهروندی‌شان هموار کرده است، اما این ادعاها چقدر برای خود زنان رضایت بخش بوده؟ به‌ این منظور، وکیل احمدی خبرنگار پرسش، گفت‌وگویی‌را با حمیرا ثاقب رییس شبکه زنان افغانستان در میان گذاشته‌است.

 

وضعیت‌ حقوقی‌ زنان افغانستان را در یک دهۀ گذشته چه‌گونه ارزیابی می‌کنید؟
وضعیت حقوقی در ده سال گذشته برای زنان افغانستان بسیار نگران‌کننده بود‌، با تجربه‌های جدید و رویدادهای متفاوتی که گاهی افتادن‌‌ها را در پی داشت و گاهی هم پیروزی‌ها و پیشرفت‌ها، اما موضوعی که لازم است به آن به‌صورت جدی نگریسته شود، میزان توقعات زنان افغانستان از شعارهای داده شده و هم‌چنان کمک‌های جامعه جهانی در بخش زنان بوده است، اما در کنار این‌که می‌بینیم به زنان فرصت‌های گوناگون داده شده‌است ولی بی تفاوتی‌ها و خشونت‌های بی‌رویه را نیز مشاهده می‌کنیم که در کنار هر مرحمی زخمی نیز دیده شده‌است. در مقابل حیات و زندگی هر زنی‌ جان زنی دیگری نیز بی‌رحمانه گرفته می‌شود. نمی‌توانیم به‌صورت قطعی ادعا کنیم که زنان به آرزوهای‌شان مبنی بر برابری دست یافته اند، هر چند نمی‌توان اندکی از پیشرفت‌های به‌وجود آمده را انکار کرد؛ اما این پیشرفت‌ها در مقایسه به حمایت جامعه جهانی بسیار اندک و ناچیز بوده است.

پروژه‌های زیادی برای زنان در طول ده سال گذشته در قالب موسسات غیر انتفاعی که عمدتاً مردان مسوولیت آن را داشته اند، صورت گرفته است، اما كارها و فعاليت‌هاي این موسسات و انجوها صرفاً ابعاد نمایشی به خود گرفته و با ایجاد برخی کورس‌ها و کارگاه‌ها پول‌های زیادی به جیب تاجران حقوق زن ریختانده شده که زنان نه‌تنها از آن مستفید نشده‌اند بل‌که نگرش منفی نسبت به این موسسات پیدا کرده‌‎اند.

علی‌رغم این  موسساتی جود دارد که به‌صورت متعهدانه در طول ده سال و حتی قبل از آن به زنان خدمات صادقانه و درخور ستایش انجام داده‌اند؛ زنان در طول ده سال گذشته در حکومت، پارلمان، بخش‌های نظامی و امنیتی، بخش‌های فنی… حضور پویا و پررنگی داشته‌اند، ما اکنون پس از ده‌سال می‌بینیم که نسل کنونی افغانستان امیدوار به آیندۀ روشن‌تری هستند.

برخی کشورهای حمایت کننده‌ی افغانستان مدعی هستند که در رابطه به حمایت قانونی از زنان کاری صورت نگرفته و عملاً زنان این کشور با مشکلات و موانع فراوانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نظر شما در مورد این ادعا چیست؟
این را باید قبول کنیم که برخی حلقات و طیف‌ها در افغانستان با افکار سنتی، برخلاف آزادی‌های معمول برای زنان هستند.
با دریغ در سرزمین ما مردانی هستند که  زن را به‌عنوان یک ملکیت و جزئی از دارایی‌های زنده‌گی خود به‌حساب می‌آورند، در بسیاری از موارد با گذاشتن عنوان «ناموس» هرگونه استقلال و ابتکار عمل را از وی سلب می‌کنند.

ما در حال حاضر هیچ ضرورتی به ادعای کشورهای غربی نداریم؛ بل‌که عملاً زن‌ستیزی را در اشکال قوی و آن‌هم در خانۀ ملت افغانستان مشاهده می‌کنیم، مخالفت تعدادی از وکلای محافظه‌کار در پارلمان افغانستان با قانون «منع خشونت علیه زنان» این پیام را می‌رساند که جامعۀ ما هنوز در گرو عده‌یی از سنت‌گرایان محافظه‌کار است که هر قدم را در راستای رشد، غنامندی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی زنان را به‌عنوان یک جرم و عمل نابخشودنی می‌پندارند و آن را از آدرس‌های دین، کفر و الحاد تلقی می‌کنند.

در حال حاضر خشونت خانواده‌گی در افغانستان به‌صورت گسترده وجود دارد، شما عوامل خشونت‌های خانواده‌گی را در چه می‌بینید؟

یکی از عوامل عمدۀ این رخدادها، عدم فرهنگ‌سازی در خانواده‌هاست؛ بی سوادی و عدم دست‌رسی به دریافت معلومات حقوق زوج‌ها از دیگر عوامل این‌گونه خشونت‌ها می‌باشد.

بیش‌ترین خشونت‌ها در افغانستان خشونت‌های خانواده‌گی است، در بسیاری از خانواده‌ها لت‌وکوب کردن به عنوان یک پیش‌شرط و اساس مستحکم بودن خانواده‌ها به‌حساب می‌آید که این پدیده می‌تواند باعث شود زنان از نگاه روانی خود را ضعیف احساس کرده و در مقابل هر خشونتی از خود مقاومت نشان ندهند، مخصوصاً این‌که این نگرش نه‌تنها در افکار هم‌سر، بلکه نسل‌به‌نسل انتقال و وابسته‌گان این زوج‌ها قانون منع خشونت علیه زنان را یک قانون غیر انسانی و غیر اسلامی می‌پندارند، این مسآله سبب می‌گردد تا زنان  آسیب‌های بیش‌تری را در خانوادها تجربه کنند.

ماده 54 قانون اساسی کشور، دولت را مکلف به حمایت از خانواده‌ها می‌کند، دلایلی که سبب شده‌‌است دولت در این راستا بی‌توجه بماند، چیست؟
دولت همیشه قانون را برای مرعوب ساختن گروه‌ها و طیف‌های مختلف به کار می‌برد، اما در دیگر موارد توجه چندانی به خرچ نمی‌دهد.

دلایل زیادی بر این بی‌پروایی وجود دارد؛ مجریان حکومتی عمدتاً با تخصص و درایت وارد این دوایر نمی‌گردند، افراد بر اساس روابط شخصی و غیر مسلکی به کار گماریده می‌شوند، اگر قانونی هم قرار باشد تطبیق شود خود به یک عمل غیر قانونی تبدیل می‌گردد و مشکلات دیگری را به‌بار می‌آورد، اما مشخصاً گفته می‌توانم که بسیاری از این قوانین  صرفاً نمادین بوده و برای اقناع افکار عامه تهیه شده‌است، ولی جنبۀ تطبیقی آن از جمله آرزوها و آرمان‌های دیرین و ناممکن به شمار می‌رود و بس.

در دوایر حکومتی و غیرحکومتی تبعیض شدید علیه زنان وجود دارد، به‌نظر شما چه‌گونه می‌شود علیه این پدیدۀ برای برابری حقوق زنان مبارزه کرد؟
نه‌تنها تبعیض‌ علیه زنان در ادارات موجود است بل‌که خشونت‌ها نیز در بسیاری از ادارات به اوج خود رسیده است. درخواست‌های غیر قانونی از زنان، دور نگه‌داشتن آن‌ها از حقوق و امتیازات‌شان و دیگر موارد از عواملی‌است که زنان در ادارات با آن مواجه اند. بسیاری از زنان در مقابل سلیقه‌های شخصی آمرین خود قرار می‌گیرند و در بسیاری از موارد در صورت نپذیرفتن توقعات شخصی یا از کار برکنار و یا این‌که از امتیازات مادی و معنوی داخل وظیفه محروم می‌شوند، اما زنان در مقابل این‌گونه خشونت‌ها به‌خاطر حفظ آبرو و حیثیت‌شان  این موارد راکم‌تر  علنی یا افشا می‌سازند، به‌همین خاطر است که این‌گونه خشونت‌ها پوشیده باقی می‌ماند.
برای رفع این مشکلات، زنان می‌توانند در هر اداره از خود تشکیلاتی به خصوص داشته باشند و به‌خاطر حقوق کاری‌شان بایستند و حق‌شان را مطالبه کنند و در صورت پدیدار شدن خشونت‌های نرم به‌صورت متحدانه اقدام قانونی نمایند و هم‌چنان می‌توانند در مناصب بالای حکومتی خود را نامزد نمایند.

چشم‌انداز آینده‌‌ی‌تان در راستای رعایت حقوق زنان افغانستان چه‌گونه است؟
آن‌چه که در حال حاضر دیده می‌شود، حقوق زنان در افغانستان به‌شکل معمولی رعایت می‌گردد این بزرگ‌ترین پیشرفت در حوزۀ وضیعت زنان پس از 2014 در کشور است. اما، در رابطه به زنان می‌خواهم یک نکتۀ مهم و اساسی را بیان کنم؛ زنان نباید مبارزات‌شان را در گرو رفتن و ماندن کشور دیگر و یا گروهی قرار بدهند، هیچ کشوری و یا هیچ حمایت کننده‌یی نمی‌تواند در سالیان دراز در افغانستان بماند، بنابراین این زنان هستند که باید بکوشند و آینده را در هر نظامی که باشد از آن خود نمایند.

پیام‌تان برای زنان افغانستانی؟
در نهایت هر انساني نياز به آزادي و آزاده‌گی دارد و ارج گذاشتن به آن نهادينه شده است و رسيدن به آن نیازمند تلاش و مبارزه می باشد و تغيير دادن يك فكر و انديشه  نیاز به زمان‌ بیش‌تری دارد؛ زنان افغانستان نيز بايد بكوشند برزمند و متعهد و مقاوم باشند تا باشد به حقوق انساني خويش دست يابند.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن