زنان، اقلیتی به گسترده‌گی نیمی از جمعیت کرۀ زمین

نسرین افضلی

اقلیت، طبق تعریف، یک دسته‌بندی اجتماعی است که توسط گروهی که جای‌گاه و قدرت اجتماعی بالاتری دارد تعریف می‌شود، تفاوت‌گذاری می‌شود و اغلب مورد تبعیض واقع می‌شود.

با این‌که زنان از نظر آماری اقلیت نیستند و نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند ولی یک گروه اقلیت به‌حساب می‌آیند چرا که در مقایسه با مردان، از قدرت، مزایا، حقوق و فرصت‌های کم‌تری برخوردارند. اما دسته‌بندی زنان به عنوان اقلیت چه اهمیت و فایده‌یی دارد و چه نتایجی در بردارد؟
نظریه فمنیسم سعی دارد به دو پرسش اصلی پاسخ دهد: ۱. دربارۀ زنان چه می‌دانیم؟ ۲. چرا وضعیت زنان به این صورت است؟
نظریه‌پردازان فمنیست در پاسخ به پرسش اول، سه نوع توصیف از موقعیت اجتماعی زنان ارائه می‌دهند:

اول: موقعیت زنان با مردان تفاوت دارد.

دوم: زنان در موقعیت نابرابر با مردان به‌سر می‌برند.

سوم: زنان در یک گروه ستم‌دیده قرار دارند و ستم‌گران،‌‌ همان نظام اجتماعی مردسالار و پدرسالار است.

در چهارچوب مقولات تفاوت، نابرابری و ستم‌گری، انواع دیگری از موقعیت‌های اجتماعی زنان ارائه می‌شود که مبتنی است بر پاسخ‌های داده شده به پرسش دوم «چرا وضع زنان بدین‌گونه است؟» که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد.
فمنیست‌ها در رابطه با پرسش «دربارۀ زنان چه می‌دانیم؟» معتقد به غیبت زنان در تحقیقات اجتماعی انجام گرفته هستند و بر این باورند که غیبت زنان به علت ناتوانی یا بی‌علاقه‌گی زنان به حضور در اجتماع نیست، بل‌که برای آن است که به عمد کوشش شده تا آن‌ها را از صحنۀ فعالیت‌های اجتماعی بیرون برانند. در جایی هم که زنان حضور فعالانه و نقشی اساسی داشته‌اند، حضورشان نادیده گرفته شده و نقش زنان با نقش مردانی که در همین موقعیت‌ها بوده‌اند، برابر دانسته نشده است.

زنان هم‌واره یک گروهِ به نسبت کم قدرت و زیردست یا یک نوع «اقلیت» بوده‌اند و هر کجا که زنان تحت ظلم و انقیاد بوده‌اند، تقریبن همیشه و در همه جا، هم‌واره زنانی نیز بوده‌اند که این موقعیت را تشخیص داده و به انحاء مختلف آن را مورد اعتراض قرارداده‌اند. اعتراض فمنیست‌ها به این منزلت «اقلیتی» نیز هم‌واره تهدیدی برای «اکثریت» قدرت‌مند‌تر و مسلط‌‌‌‌تر، یعنی مردان، بوده و در نتیجه با مخالفت آن‌ها روبه‌رو شده است.

حوزۀ اقلیت‌های اجتماعی از حوزه‌های مهم پژوهش‌های اجتماعی است و پژوهش‌گران این حوزه هم‌واره در حال بررسی و مقایسۀ وضعیت گروه‌های مختلف اقلیت در جامعه هستند تا نشان دهند تبعیضات علیه این گروه‌ها در چه وضعیتی است و راه‌کارهایی برای رفع آن ارائه دهند.

کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض از زنان (سیدا) تعریف بسیار دقیقی از تبعیض علیه زنان ارائه داده است و از دولت‌ها خواسته تا برای رفع تبعیض در تمام این زمینه‌ها تلاش جدی کنند. به موجب این تعریف تبعیض یعنی: هرگونه تمایز، استثناء یا محدودیت بر مبنای جنسیت که بر به رسمیت شناخته شدن، بهره‌مندی یا استفاده از حقوق بشر و آزادی‌های اساسی زنان، صرف نظر از وضعیت تاًهل آن‌ها، برپایۀ تساوی زن و مرد در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مدنی تاًثیر مخرب دارد.
هدف اولیۀ این کنوانسیون، حذف یا اصلاح قوانین نابرابر تا رسیدن به برابری کامل قانونی بود. اما این برابری قانونی در بسیاری از موارد موجب برابری زنان و مردان در عمل نشد و تنها روی کاغذ باقی ماند.


اقدام مثبت

اقدام مثبت (affirmative action) یکی از راه‌کارهایی ‌است که جامعه‌شناسان برای از بین بردن هرچه سریع‌تر تبعیض علیه گروه‌های اقلیت پیشنهاد داده‌اند. بر اساس این نظر تا زمانی که آثار و نتایج زیان‌بار سال‌ها تبعیض و محرومیت علیه گروه‌های اقلیت برطرف نشده است و آنان در روند طبیعی حضور اجتماعی خود موفق به کسب قدرت و جای‌گاه برابر با گروه اکثریت نشده‌اند، باید میزان مشخصی از قدرت به آنان تفویض شود تا در درازمدت موجب توان‌مندی آنان و جبران عقب مانده‌گی‌های قبلی شود. این اقدام مثبت، موقتی است و در جایی که آمار و ارقام نشان دهد که تفاوت بارزی در میزان دست‌رسی گروه اقلیت و اکثریت به قدرت، حقوق و فرصت‌های برابر وجود ندارد متوقف خواهد شد. برای مثال زنان به طور سنتی از مشارکت سیاسی منع یا محدود شده‌اند‌، هم‌چنین پیش داوری‌ها و کلیشه‌های جنسیتی موجب شده است تا آن تعداد زنانی که توان رقابت در فضای سیاسی را دارند نیز با اقبال مواجه نشوند و به علت جنسیت خود موفق به ورود به عرصه‌های سیاسی نشوند. در این شرایط احزاب سیاسی با تعیین درصدی مشخص در لیست کاندیداهای انتخاباتی خود می‌توانند موجب شوند تا حضور درصدی از زنان در میان انتخاب شده‌گان تضمین شود.


سقف شیشه‌یی
در جوامعی که قوانین متضمن برابری زن و مرد است و نیز اقدامات مثبت برای جبران تبعیض علیه زنان صورت گرفته است، مشاهده می‌شود که هم‌چنان با نابرابری زنان و مردان مواجهیم. در تحقیقی که در سال‌های اخیر در امریکا صورت گرفته نشان داده شده است که تبعیض علیه زنان تقریبن هم‌سطح و به‌‌ همان شدتِ تبعیض علیه اقلیت‌های نژادی و رنگین پوستان است.
هنوز دست‌مزد زنان در هیچ نقطه‌یی از جهان با مردان برابر نشده است، و دست‌یابی زنان به قدرت سیاسی و جای‌گاه‌های بالای مدیریتی هم‌چنان فاصلۀ زیادی با مردان دارد؛ به این پدیده، سقف شیشه‌یی گفته می‌شود. سقف شیشه‌یی، نگرش‌ها و تعصب‌های منفی است کــه مــانع از آن می‌شـود تا زنــان و گـروه‌های اقلــیت از یک سطح خاص در سلسله مراتب سازمانی بالاتر بروند. علل زیادی برای بقای این سقف شیشه‌یی بر بالای سر زنان و اقلیت‌ها به طور کل، وجود دارد. نحوۀ به تصویر کشیدن اقلیت‌ها در اخبار و رسانه‌ها، کلیشه‌سازی و برچسب زدن، و نگرش‌های سنتی و ایدیولوژیک، بخشی از این دلایل‌اند. برای مثال در فیلم‌های سینمایی نقش‌های منفی و خشن به سیاه‌پوستان داده می‌شود، یا زنان در نقش‌های منفعل و ابژۀ جنسی ظاهر می‌شوند؛ این تصاویر موجب ایجاد یا تقویت نگاه‌های تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیز نسبت به توانایی‌هایی ذهنی سیاه‌پوستان یا زنان می‌شود.
در شرایط کنونی، زنان بزرگ‌ترین اقلیت را در بسیاری از جوامع تشکیل می‌دهند و نابرابری جنسیتی «ماندگار‌ترین» و «ریشه‌یی‌ترین» نوع تبعیض شناخته شده است که به نظر نمی‌رسد در آیندۀ نزدیک برطرف شود و به همین جهت است که سازمان‌های حقوق بشری هرساله آمار برابری جنسیتی در کشورهای مختلف را به تفکیک موضوعی منتشر می‌کنند تا این شکاف بزرگ جنسیتی در میان هیاهو و تبلیغات دولت‌ها کم‌رنگ و فراموش نشود.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن