«هزار و یک زن چون من»

پرس‌و‌شنید با صحرا مانی

گفت‌وشنود وکیل احمدی با صحرا مانی کارگردان فیلم «هزار و یک زن چون من»

 

صحرا مانی یکی از فیلم‌سازان افغانستانی‌ست که اخیرن فیلم «هزار و یک زن چون من» او، در جشن‌واره‌های بین‌المللی آمریکا، کانادا و فرانسه به نمایش درآمده‌است. به گفتۀ خودش این فیلم داستان غم‌انگیز دختری را روایت می‌کند که سال‌های متمادی از طرف پدرش مورد تجاوز جنسی و جسمی قرار گرفته‌است. خاطره، اکنون در شهر فرانسه زند‌ه‌گی می‌کند و شبیه هزار و یک زن دیگر به زنده‌گی دور از تجاوز و خشونت خویش ادامه می‌دهد.

در آغاز می‌خواهم دربارۀ فیلم «هزار و یک ‌زن چون من» بیشتر معلومات دهید؟


‌هزار و یک‌ زن‌ چون ‌من فیلمی‌ست در‌ مورد عدالت و دادخواهی سه زنی که اسیر چهار‌دیواری یک مرد خودخواه شده‌اند و این مرد با استفاده از قدرتی‌که در دستگاه حکومتی دارد، مانع صدای عدالت‌خواهی آنان شده و زنده‌گی‌شان را ویران کرده‌است. شخصیت اصلی فیلم دختر 23 ساله‌یی است که خاطره نام دارد و از سوی پدرش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌است. هدف من از ساخت این فیلم پرداختن به پدیدۀ تجاوز نه، بل‌که نمایش مشکلات و مشقت‌هایی است که یک زن قربانی قضیه تجاوز به آن روبه‌رو می‌گردد. من خواستم با ساختن این فیلم به این موضوع بپردازم که آیا گرفتن حق برای یک قربانی تجاوز در جامعۀ نا‌برابر و غیر‌منصفانۀ ‌ما امکان‌پذیر است و یا خیر؟ و اگر امکان‌پذیر است به چه قیمتی؟
من تلاش کردم تا تمام چالش‌ها و مشکلات فراراه یک زن قربانی تجاوز را در‌ این فیلم به نمایش بگذارم و برای رسیدن به این هدف چهار سال از زنده‌گی خود را مایه گذاشتم تا با تولید این فیلم توانسته‌باشم، خدمتی به نسل آینده کرده و به زنانی که قربانی چنین حادثاتی هستند، روحیه مبارزه در راستای گرفتن حق‌شان و رسیدن به عدالت ببخشم.

ایدۀ آغاز ساخت فیلم «هزار و یک زن چون من» را از کجا و چه‌گونه به دست آوردید؟
یک شب زمانی که در خانه تلویزیون تماشا می‌کردم، به قضیۀ هولناک خاطره که در رسانه‌ها انعکاس یافته‌بود، روبه‌رو شدم و برای این که داستان خاطره را از نزدیک بشنوم نزد او رفتم. من سراغ خاطره رفتم تا ببینم چه‌طور می‌توانم به او کمک کنم، برای همین با او دوست شدم و زمانی‌که او فهمید من یک فیلم‌ساز هستم به من گفت: «همیشه فیلم‌های بالیودی را دنبال می‌کردم و دوست داشتم تا کسی داستان زنده‌گی‌ام را به تصویر بکشد.» من هم اتفاقاً که در همان شب و روز دنبال یک سوژه تاثیر‌گذار بودم، زنده‌گی خاطره را داستان فیلمم انتخاب کردم. اگر‌چه در آغاز کارم را با تردید شروع کردم، اما بعد‌ها توانستم با هم‌کاری خاطره به ساخت این فیلم سرعت ببخشم.
هنگامی‌که کار ساخت فیلم تکمیل شد، خاطره به من گفت: «حالا وقت آن ‌است که صدای زنانی چون خودم باشم. من فکر می‌کنم که هزاران زن دیگر مانند من وجود دارند که در مقابل چنین خشونت‌هایی سکوت کرده‌اند و جرأت روبه‌رو شدن و مبارزه با آن را ندارند.» و من با این حرف خاطره تصمیم گرفتم که نام فیلمم را «هزار و یک زن چون من» بگذارم.

در جریان فیلم‌برداری با چه مشکلات و دشواری‌ها روبرو شدید؟

در جریان فیلم‌برداری به‌دلیل این‌که خاطره در یک نقطه دور از شهر کابل زنده‌گی می‌کرد و بردن یک تیم کامل به آن‌جا چالش‌برانگیز بود، به مشکلات زیادی مواجه شدم. از آن‌جایی‌که تیم کاری با خود نداشتم و نمی‌توانستم با یک تیم بزرگ  در یک موقیعت خطرناک بروم، از همان امکاناتی‌که در دست‌رس من بود استفاده کرده،  از مکان‌هایی‌که امنیت بیش‌تری در آن جا تأمین بود استفاده می‌کردم و بس.
در فیلم مستند افراد نباید نقش بازی کنند؛ بل‌که صادقانه زنده‌گی خویش را بازتاب دهند و این خیلی برای من مهم بود. بیش‌ترین صحنه‌های فیلم را خودم فیلم‌برداری کردم و در قسمت تصویر‌برداری از یک تصویر‌بردار خیلی توانا کمک گرفتم تا توانسته‌باشم، کابل را به جهان یک شهر خیلی زیبا معرفی کنم که خوش‌بختانه موفق شدم.

تا جای‌که من اطلاع دارم اکنون خاطره با هر دو فرزندش در فرانسه زنده‌گی می‌کند، در صورت امکان کمی دربارۀ زنده‌گی‌ او در فرانسه بگویید؟
بله، خاطره با شوهر و دو فرزندش در فرانسه زنده‌گی می‌کند که خوش‌بختانه همسرش نیز او را حمایت می‌کند. در حال حاضر کورس‌های زبان فرانسوی را تعقیب می‌کند و از زنده‌گی‌اش خوش است. دختر بزرگ‌اش پیانو می‌نوازد. با این‌که او در افغانستان خیلی افسرده شده‌بود؛ با آمدنش به فرانسه با یک جامعۀ باز و دور از خشونت روبه‌رو شد و فهمید که پدران در آن سرزمین چقدر می‌توانند تکیه‌گاه فرزندان‌شان باشند.
او بدترین خیانت را از جانب پدرش دید، اما زمانی که برای دیدن فیلم در جنوب فرانسه با او ملاقات کردم، به من گفت که دیگر زنده‌گی گذشتۀ خود را فراموش کرده و به یک زنده‌گی عادی برگشته‌است.

بازتاب فلم مذکور در بیرون و داخل کشور چه‌‌گونه بود و به چه پیمانه مورد استقبال قرار گرفت؟
در داخل افغانستان، از طرف خبرنگاران، نهاد‌های مدنی، فیلم‌سازان، نویسنده‌گان وسایر نهاد‌های اجتماعی مورد استقبال قرار گرفت. در تالاری که این فیلم به نمایش گذاشته‌شد، تعداد زیادی خاطره‌های‌شان را در حضور هم‌دیگر بیان کردند، بدون این‌که بشرمند ایستادند و داستان‌های‌شان را در این ارتباط بازگو کردند. من به صراحت گفته می‌توانم که سکوت در برابر این چنین فاجعه‌هایی شرم است و بازتاب این فیلم مستند در مجموع مسیری را برای روشن ساختن هم‌چون قضیه‌هایی هموار ساخت.
برای آینده چه برنامه دارید؟
بیش‌ترین تمرکز من بالای زنان می‌باشد، به خصوص موضوع تحصیلات عالی آنان تا بتوانیم با استفاده از همین فرصت روحیۀ‌ اشتراک زنان در مکان‌های اکادمیک را بیش‌تر سازیم.
فیلم آیندۀ من دربارۀ یک آموزش‌گاه موسیقی است که خانم‌ها برای فراگیری موسیقی به آن‌جا می‌روند. من در فیلم جدید خود تأثیر موسیقی روی زنده‌گی دختران موسیقی‌سرا را به تصویر خواهم کشید که موسیقی چه‌گونه می‌تواند بر ذهن و زنده‌گی آنان تغییرات بنیادی بیاورد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن