سیاست افغانستان؛ اتحاد اسکول‌ها و شنقل‌ها

یاسین نگاه

اصطلاح اسکول را به حتم شنیده‌اید و شاید شنقل را تا کنون نشنیده باشید. به نقل از سرچشمۀ انترنتی که صد البته ریشۀ علمی ندارد، چنین تعریفی از «اسکول» وجود دارد: «اسکول نام یک نوع پرنده‌است و صفت اصلی‌‎اش فراموش‌کاری‌ست. هنگامی که برای فصل زمستان غذا گردآوری می‌کند، در دقیقۀ نود محل نگه‌داری غذایش را از یاد می‌برد و یا هنگام خانه‌سازی فراموش می‌کند که خانه‌اش را کجا ساخته است، افزون بر این اگر از خانه‌اش نیز بیرون شود احتمال این‌که دوباره راه خانۀ خود را نیابد بسیار زیاد است.»

در شرح شنقل عزیز چیزی نمی‌گویم و همین قدر یادآور می‌گردم که ایشان غذایش را می‌دهد دست اسکول تا نگه‌داری کند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

حالا باید بدانیم که اسکول‌ها و شنقل‌ها پرنده‌گان نیستند؛ بل آدمانی استند در هر گوشه و کنار جهان که آکسیجن را به هدر می‌دهند و به‌جای آن کاربن‌داکساید تحویل محیط زیست می‌دهند و از سویی در لشکرکشی‌های فرصت‌طلبان سیاسی با دل و جان شرکت می‌ورزند و تا زنده‌اند دست از چنین جان‌نثاری‌ها بر نمی‌دارند. نوع نگاه‌مان به این دو نام باید استعاری باشد و برویم و جست‌وجو کنیم که به چه پیمانه سیاست‌ورزان و کارشناسان سیاست مجازی دارندۀ اوصاف اسکول‌ها و شنقل‌ها استند.

از گذشته‌های دور می‌گذریم؛ چون شاید همه‌مان فراموش کرده باشیم. چهارسال پیش را به یاد بیاوریم و وعده‌های کارزارهای انتخاباتی دو نامزد پیش‌تاز را از نظر بگذرانیم و اکنون واقعیت امر را مرور کنیم و ببینیم که به کجا می‌رسیم، آیا یک نسبت منطقی میان آن وعده‌ها و شعارها و برنامه‌ها و وضعیت موجود درمی‌یابید؟ نه تنها هیچ گام مهم و ارزنده برداشته نشد؛ بل دچار عقب‌گشت بسیار وحشت‌ناک نیز گشته‌ایم. طالبان و تروریستان از روستا و پشت کوه‌ها به شهرها آمدند و کندز و غزنی را اشغال کردند و برای چندین روز پرچم سیاه و خونین‌شان را در جاده‌ها به اهتزاز درآوردند، عید ام‌سال را شانه‌به‌شانه یک‌جا با ما در ده‌مزنگ جشن گرفتند و نصوارهاشان را روی لکه‌های خون شهیدان روشنایی ریختند و سپس به خانه‌های امن پای‌تخت برگشتانده شدند، بی‌کاری، ترور، اختطاف، دزدی، انتحار و انفجار، فساد مالی، تبعیض، خویش‌خوری، رذالت سیاسی، ارزش‌گریزی و…دقیق روی نقطۀ آخر خود رسیده‌اند و اکنون دیگر امکان رشد ندارند؛ ورنه مدیران حکومت وحدت ملی هنوز اشتیاق تماشای وضعیت بدتر از این را نیز دارند. گزارش «سیگار» در پیوند به پروژۀ «پروموت»، خرید خانه در دبی و اروپا و کانادا را شرح نمی‌دهم، چون اندک‌زمانی از این دو خبر گذشته و امیدوارم تا از یاد نبرده باشیم.

با این وجود با توجه به نزدیک شدن فصل انتخابات ریاست جمهوری دیده می‌شود که دوباره خامه‌ها به سمت ستایش مدیران همین حکومت می‌روند و شانس‌آزمایی‌های این دو به عنوان رقیبان انتخابات 1398 بر سر زبان‌ها راه می‌یابد و هر کی از ظن خویش امکان‌های برد و باخت این دو را سبک و سنگین می‌کند و برخی‌ها شروع کرده‌اند به بر شماریدن اوصاف نیکو و پسندیدۀ یکی و آن دیگری هنوز بدین باور است که تا متفکر زنده است هیچ‌کس را یارای ایستادن در برابر او نیست!

مدیران حکومت اسکول‌ها استند و پیروان آن‌ها شنقل‌ها؛ چون دکتر عبدالله و دکتر غنی از یاد برده‌اند که برای چه به میدان آمده بودند و مردم از یاد برده‌اند که چرا رای داده‌اند و حالا می‌خواهند تا دوباره غذاهاشان را دست همین اسکول‌ها بدهند تا آن‌ها نگه‌داری کنند. آیا در این چهار سال بر ما روشن نگردید که این‌ها حتا راه خانۀ خود را از یاد می‌برند؟ مگر ندیدید آنی که قرار بود تروریستان را نابود کند، دلش برای مرگ آن‌ها شکست؟ از توافق‌نامۀ سیاسی چه خبر؟ برگزاری جرگۀ بزرگ قانون اساسی، بازنگری و تعدیل قانون اساسی، اصلاحات انتخاباتی، تغییر نظام، توزیع شناس‌نامه‌های برقی، انتخابات شورای ولسوالی‌ها و… این‌ها تنها نام‌ها نیستند که کنار هم نوشتم؛ بل قول و قرارهایی اند که برای مردم داده بودند و اکنون هیچ‌کس آن‌ها را به یاد ندارد و دوباره فصل ستایش‌ها و پای‌کوبی‌ها آغاز گردیده‌است.

این‌که با تمام تلاش‌ها و تقلاهای وابسته‌گان سیاسی و ماموران دکتر غنی، کاخ سفید نمی‌خواهد او را به حضور بپذیرد ربطی به مردم ندارد و نیز حضور رییس اجرایی در نشست عمومی سازمان ملل متحد هیچ دردی از دردهای مردم را دوا نخواهد کرد. پرسش بنیادین باید این باشد: آیا مردم بار دیگر رهبران حکومت وحدت ملی را به حضور خواهند پذیرفت؟

متاسفانه این را همه‌گان می‌دانیم که ایالات متحد امریکا به عنوان بزرگ‌ترین حامی مالی حکومت افغانستان دارای نقش برجسته در تصمیم‌گیری‌های سیاسی افغانستان می‌باشد. اما مردم باید به یاد بیاورند که چرا افغانستان مبدل به کشتارگاه‌شان گشته است و چرا با گذشت هر روز وضعیت اقتصادی مردم بدتر از دی‌روز می‌شود و چرا در بدل از دست دادن انگشتان‌شان نظامی را رقم زدند که امروز از آن‌ها به انواع و اقسام مختلف قربانی و انتقام می‌گیرد و آیا دوست دارند بازهم به سمت تکرار همان تجربه بروند؟ بهتر و اخلاقی‌تر آن خواهد بود تا خامه به‌دستان و تحصیل‌کرده‌گان کشور به جای ستایش‌نامه‌نویسی، اغماض، فریب دادن مردم، باغ‌های سرخ و سبز را نشان دادن، هیاهو برپا کردن، انحراف اذهان عامه، بنشینند و طرح مساله کنند و بایسته‌های دولت رفاه را برای مردم بازگو کنند و اولویت‌ها و نیازمندی‌های افغانستان را با توجه به واقعیت‌های درونی، منظقه‌یی و جهانی به معرفی گیرند تا مردم در روشنایی اطلاعات و اشراف واقعی بر وضعیت به سمت انتخابات بروند و به جای شخص‌اندیشی به آیین‌نامه‌های معقول و مطلبوب انتخاباتی رای دهند و در آینده بتوانند از آرای خویش دفاع و پاس‌داری کنند. در غیر آن دیری نخواهد گذشت که جمعیت اسکلولیست‌ها و شنقلیست‌ها افزونی گیرد و آن‌گاه هیچ‌کس نتواند به یاد آرد که کدام یک اسکول است و کدام یک شنقل و اصلن هیچ یک ندانیم که کی قرار بوده نان کی را نگه‌داری کند.

.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن