جنگ داخلی یا جنگ با دهشت‌افگنی

ایالات متحد امریکا پس از حملات یازدهم سپتامبر با شعار تعقیب دشمنان در بیرون از مرزها برای تامین امنیت داخلی و امنیت شهروندان امریکا در سرتاسر جهان به افغانستان و عراق حمله کرد، حمله به افغانستان برای تعقیب القاعده بود؛ اما حمله به عراق به دلیل بازداشتن حکومت صدام حسین از دست‌رسی به سلاح‌های کشتار جمعی صورت گرفت. به هر روی زمانی که امریکا به افغانستان لشکر کشید جنگ خودش را جنگ علیه دهشت‌افگنی نام نهاد.

ادارۀ بوش برای امحای دهشت‌افگنی جنگ بزرگی را در منطقه آغاز کرد. آن‌ها لانه‌های دهشت‌افگنان را در افغانستان بم‌باردمان کردند و حکومت حامی دهشت‌افگنان، حکومتی که رهبر القاعده را پناه داده بود در اثر این حملات و با هم‌کاری جبهۀ متحد سقوط کرد. حکومت طالبان سقوط کرده بود، رهبری طالبان و القاعده به پاکستان فرار کردند و همه مردم دم از اضمحلال طالبان و القاعده می‌زدند اما با گذشت چند سال قضیه فرق کرد، طالبان و القاعده در پاکستان و با حمایت جنرال‌های پاکستانی جان تازه گرفتند و با تغییر تاکتیک جنگ یک‌بار دیگر به یک چالش جدی علیه حکومت افغانستان و نیروهای ناتو مبدل شدند. طالبان در مناطق جنوب -غرب برخی مناطق را از چنگال حکومت افغانستان و نیروهای بین‌المللی خارج کردند، پس از آن عملیات مشترک حکومت افغانستان و نیروهای ناتو و امریکا در موسا قلعه باعث آن شد که جبهۀ طالبان در هم کوفته شود و طالبان با درس گرفتن از این حادثه شیوۀ جنگ را تغییر دادند و به جنگ‌های پراکنده چریکی و استفاده از ماین‌های کنار-جاده و حملات انتحاری روی آوردند، این تاکتیک اخیر کاراتر بود.

برخی از چهره‌های مهم و زبده در جنگ افغانستان علیه طالبان در اثر حملات انتحاری از بین رفتند. حکومت افغانستان نیز زبان خودش را تغییر داد. طالبان را برادران ناراضی خطاب کرد. برادرانی که با حکومت مرکزی شکر رنجی دارند و با اندکی پیش‌آمد درست می‌شود آن‌ها را از جنگ علیه حکومت بازداشت، حکومت افغانستان هرگز به پایه‌های ایدیولوژیک جنگ طالبان توجه نکرد، به وابسته‌گی طالبان به یک استراتیژی منطقه‌یی توجه نکرد. نگاه حکومت افغانستان به جنگ حکومت و طالبان طوری بود که انگار دو قوم در برابر هم می‌جنگند و این جنگ را با توسل به راه‌کارهای سنتی می‌توان خاموش ساخت همان‌گونه که جنگ میان قبایل را در گذشته با تدویر جرگه‌های قومی حل می‌کردند، برای همین حکومت کرزی جرگه صلح را با آن همه مصارف برگزار کرد، کمیسیون تحکیم صلح به رهبری مجددی را ایجاد کرد و به تعقیب آن شورای عالی صلح به ریاست برهان الدین ربانی را تاسیس کرد؛ اما همۀ این تلاش‌ها هیچ نتیجه‌یی نداشته اند، بارها و بارها اعضای شورای عالی صلح گفته‌اند که گفت‌وگو با طالبان یک امر بی‌هوده است. با ذکر این مسایل می‌خواهم بگویم که مخالفت‌های حکومت افغانستان با حرف‌های اخیر نماینده امریکا در امور پاکستان و افغانستان چی معنا دارد؟ جیمز دابنز گفته بود که جنگ افغانستان جنگ داخلی است. حکومت افغانستان از این حرف بسیار رنجید و حتا سفیر امریکا را برای توضیح بیش‌تر فراخواند سفارت امریکا طی اعلامیه‌یی گفته بود که حرف‌های جیمز دابنز موضع ایالات متحد امریکا دربارۀ طالبان نیست و این حرف‌ها را فردی خوانده است.

حرف این است که حکومت افغانستان چرا این همه برآشفته شده است؟ سخن‌گوی حکومت افغانستان گفت اگر جنگ افغانستان جنگ داخلی است پس نیروهای امریکایی در این کشور چه می‌کنند؟ حضور امریکا در این‌جا چی معنا دارد؟ من می‌خواهم بگویم که موضع حکومت افغانستان در چند سال اخیر در برابر  طالبان موضع یکی از طرف‌های یک جنگ داخلی بوده‌است. اصطلاحات «برادران ناراضی»، « شورشگری» ، «مخالفان مسلح» چی معنای جز جنگ داخلی دارد؟ حکومت افغانستان هرگز به کلماتی که در برابر طالبان به کار می‌برد توجه نمی‌کند. اتفاقن این تصویر از جنگ افغانستان را خود حکومت افغانستان ساخته و پرداخته است. هرچند برای نخستین بار پس از روی کار آمدن حکومت رییس‌جمهور اوباما اصطلاح جنگ علیه ترور به جنگ علیه شورش‌گری تغییر یافت، این تغییر اصطلاح تغییر درستی نبود، اما این حکومت افغانستان بود که مساله طالبان را مانند امریکایی‌ها از القاعده جدا کرد، طالبان را برادر، مخالف مسلح و شورشی خواند. حالا من فکر می‌کنم اگر امریکایی‌ها این جنگ را جنگ علیه دهشت‌افگنی عنوان کنند به صورت آشکارا در تعریف جنگ با هم‌پیمانان افغانستانی‌شان دچار مشکل می‌شوند. هرچند امریکایی‌ها به دلیل کشتن رهبر القاعده حالا مسوولیت خود را در این جنگ تاجایی تمام شده تلقی می‌کنند و می‌گویند حالا نوبت افغانستان است که با مخالفان مسلح کنار بیاید، حتا گاهی حرف‌های اداره اوباما از چارچوب‌ها و پرنسیب‌های حقوق بشری هم عدول می‌کرد، باری حکومت اوباما گفته بود که مردم افغانستان برای رسیدن به صلح باید مقداری قربانی بدهند، حرف آن‌ها این معنا را می‌داد که زنان افغانستان و مردم افغانستان باید برخی از خواسته‌های طالبان و محدودیت‌های مورد نظر آن‌ها را بپذیرند تا طالبانی که پیش شرط گفت‌وگوی‌شان را تغییر در قانون اساسی خوانده‌اند به میز گفت‌وگوهای صلح نزدیک شوند.

اما حکومت و مردم افغانستان این حرف‌ها را نپذیرفتند و آن را مخالف تعهدهای نخستین امریکایی‌ها در جنگ افغانستان عنوان کردند، زیرا ادارۀ بوش در کنار جنگ علیه ترور از گسترش ارزش‌های دموکراتیک در منطقه ما نیز یاد می‌کرد. به هر روی بدون شک و با آن‌که جنگ افغانستان جنگی تحمیلی است و سوخت این جنگ از بیرون از مرزهای افغانستان تامین می‌شود اما حرف‌های نمایندۀ امریکا در افغانستان با موضع حکومت افغانستان هیچ تفاوتی ندارد. جنگ با برادران ناراضی مگر جز جنگ داخلی معنای دیگری هم دارد؟

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن