ملتی که بیهقی بخواند، جنگ نمی‌کند

مانیار مهرآیین

نخست باید وارد کافه‌کتاب شوی تا چوکی‌های چیده شده در اطراف میزهایی که رمان روی آن گذاشته شده‌است را ببینی و غرق فضایی شوی که پر از عطر کتاب‌های رمان، شعر، فلسفه، سیاست، جامعه‌شناسی، روان‌شانسی و…است. ساعت چهار عصر است و آدم‌هایی که لب‌خندشان نشانۀ مهربانی‌‌هاشان است، با اشتیاق و دنیای از دل‌گرمی برای اشتراک در برنامه «عصر بیهقی» به شهر کتاب آمده‌اند. برنامه با قرائت برشی از «حکایت دو زاهد» توسط ضمیر محب، شروع شد: هارون الرشید یک سال به مکه رفته بود… چون مناسک گزارده آمد و باز نموده بودند، که آن‌جا دوتن هستند از زاهدان بزرگ، یکی را ابن‌السماک گویند و یکی را ابن‌عبدالعزیز عمری و نزدیک هیچ سلطان نرفتند. فضلِ ربیع را گفت: یا عباسی، مرا آرزوست که این دو پارسا مرد را که نزدیک سلاطین نروند، ببینم و سخن ایشان بشنوم و بدانم حال و سیرت و درون و برون ایشان، تدبیر چیست؟ گفت: فرمان امیرالمومنین را باشد که چه اندیشیده‌است و چه‌گونه خواهد و فرماید، تا بنده تدبیر آن بسازد….

یاسین نگاه، ضمن خوانش داستان «ذکر بر دار کردن حسنک وزیر» تاریخ بیهقی، گفت: سوگ‌مندانه در افغانستان بی‌شمار فرهنگیانی هستند که حتا با نام بزرگ‌مردی چون ابوالفضل بیهقی (پدر نثر فارسی) آشنا نیستند. در حالی که دو یل نام‌دار زبان فارسی (شاملو و دولت آبادی) در شعر و نثر وام‌دار بیهقی اند. او در ادامه گفت: تاریخ بیهقی، کامل‌ترین سند روزگار غزنویان و سلطان محمود غزنوی است که به سی مجلد می‌رسد؛ اما اکنون جز یک مجلد که روزگار سلطان مسعود را روایت می‌کند، بیست‌ونه مجلد دیگر آن موجود نیست. بیهقی آیین‌نامۀ تاریخ‌نویسی را بنیان گذاشته‌است. گنجینه‌یی‌ست از دانش حکومت‌داری، تاریخ، عقل، اندیشه و ادبیات.

نگاه تصریح کرد: ملتی که بیهقی بخواند، ملتی که بوستان و گلستان بخواند، ملتی که مثنوی معنوی بخواند، ملتی که گلشن راز بخواند، ملتی که کشف المحجوب بخواند، نزاع نمی‌کند و از هرآن‌چه که نامش زشتی و پلیدی است، دوری می‌جوید.

در ادامه زبیر رضوان با به‌خوانش گرفتن پاره‌یی از متن تاریخ بیهقی، در مورد اهمیت کلاسیک‌خوانی و به ویژه تاریخ بیهقی صحبت کرد و مطالعۀ آثار کلاسیک را یادی از مادر خواند. او گفت: داستان ذکر بر دار کردن حسنک وزیر من را به یاد داستان اعدام کردن «خرمگس» نوشتۀ اتل لیلیان وینیچ می‌اندازد.  در این برنامه فروغ اشکان نیز برشی از متن تاریخ بیهقی را به خوانش گرفت.

تاریخ بیهقی

«اما غرض من آن است که تاریخی پایدار بنویسم و بنایی بزرگ بر افراشته گردانم چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند»

ابوالفضل بیهقی مانند حکیم فرزانۀ توس، ابوالقاسم فردوسی، نیک می‌دانسته که اثرش از «باران و از تابش آفتاب» و گذر زمان گزندی نمی‌بیند. وی گلستانی ساخته که «همیشه خوش» مانده و عمرش «همین پنج روز و شش» نیست. او به خواننده ایرانی می‌گوید که«بنای برافراشته» اش تا «آخر روزگار» باقی خواهد ماند.

ابوالفضل بیهقی در سال ۳۸۵ هجری در حارث آباد بیهق (سبزوار) زاده شد. پدرش حسین، از خواجه‌گان دربار به‌شمار می‌آمد و با بزرگان روزگار خویش نشست و برخاست داشت. از آغاز زندگی بیهقی اطلاعات زیادی در دست نیست. همین اندازه روشن است که هنگام کودکی در نیشابور دانش آموخته و چون به نوجوانی رسیده است در «دیوان رسالت» سلطان محمود غزنوی که ادیب و دبیر بزرگی چون بونصر مشکان ریاست آن را بر عهده داشت، به شاگردی پرداخته‌است. بیهقی شخصی مورد اعتماد بود و خطی خوش داشت. از این‌رو اجازه داشت بسیاری از نامه‌ها و اخبار و احوال حکومت‌ها و شاهان را روایت کند. و به گفتۀ خودش «و این اخبار بدین اشباع که می‌خوانم از آن است که در آن روزگار معتمد بودم و به چنین احوال کسی از دبیران واقف نبودی مگر استادم، بونصر». (تاریخ بیهقی/۸۸۶)
پس از بونصر مشکان سلطان مسعود، «بوسهل زوزنی» را به ریاست دیوان رسایل گماشت. بوسهل، «مردی امام‌زاده، محتشم، فاضل و ادیب بود؛ اما شرارت و زعارتی در طبع وی مؤکد شده» از این‌رو بیهقی نمی‌توانست با وی کار کند، وی نامه‌یی به امیر مسعود نوشت و از دبیری استعفا خواست. سلطان مسعود مانع آسیب رساندن بوسهل به بیهقی شد. بیهقی در زمان هفتمین شاه غزنوی، «عزالدوله عبدالرشید» صاحب دیوان رسالت شد اما بر اثر کید حاسدان و سخن بداندیشان، از کار برکنار شد و به زندان افتاد. وی در کتابش این دوره را دوره عطلت نام نهاد. پس از آن در سال ۴۴۴ه.ق «طغرل کافر نعمت» بر عبدالرشید شورید و او را به قتل رساند. بیهقی از زندان آزاد شد و نگارش تاریخی سترگ خود را درسال ۴۴۸ ه.ق آغاز کرد و در فرصت باقی‌مانده عمرش آن‌را به پایان رساند.
بیهقی هشتاد و پنج سال زیسته و به تصریح ابوالحسن بیهقی در «تاریخ بیهق» به سال ۴۷۰ هـ.ق در گذشته است و به این ترتیب نوزده سال پس از اتمام تاریخ خویش زنده بوده و هرگاه به اطلاعات تازه‌یی در زمینه کار خود دست‌رسی می‌‏یافته، آن را به متن کتاب می‌افزوده است.

این اثر سترگ در حوزۀ تاریخ‌نگاری، داستان‌نویسی، اندیشه، ادبیات و شیوه نگارش فارسی، نگاه خردمندانه به هستی و اتفاقات آن، کتابی شایسته و قابل توجه است. این کتاب آیینه نگاه یک انسان فرزانه و تیزبین آریایی به روزگار و رخدادهای آن است که هم مایۀ پند و اندرز و عبرت است و هم مایۀ مباهات و افتخار. تاریخ بیهقی، شاهنامه نثر فارسی است و بیان‌گر شایسته‌گی زبان فارسی در حوزه نگارش و پژوهش. شیوۀ تاریخ‌نگاری بیهقی می‌تواند سر فصل تاریخ‌نگاری علمی فارسی زبانان باشد و پژرهش‌گران ما بر پایۀ آن بنگارند و آن را سر لوحۀ کار خود قرار دهند.

منبع:

بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. تصحیح دکتر علی اکبر فیاض؛ به احتمام محمد جعفر یاحقی، مشهد: دانشگاه فردوسی، ۱۳۸۳.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن