برای ‌صدم‌بار ‌آغاز ‌کن‌ سرانجام‌ها‌ را‌ فراموش ‌کن

گرامی‌داشت از زادروز فردوسی، رونمایی «فراموش کابل» تازه‌ترین دفتر شعری ابراهیم امینی و روگشایی نشر آی‌خانم. مرکز فرهنگی شهر کتاب عصر دی‌روز میزبان این سه روی‌داد خجستۀ فرهنگی بود.

تمنا توانگر، شاعر

ابوالقاسم حسن پور علی طوسی معروف به فردوسی در سال ۳۱۹ خورشیدی در روستای باژ، از توابع طبران طوس به دنیا آمد. شاهنامه، پر آوازه‌ترین سرودۀ فردوسی و یکی از بزرگ‌ترین نوشته‌های ادبیات کهن فارسی است. فردوسی، سی سال رنج کشید تا این شاه‌کار بشری خلق شد. چنان‌که خودش گفته است: بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردمی بدین پارسی.

شاهنامه، منظومۀ مفصلی است که حدودن از شصت‌هزار بیت تشکیل شده و دارای سه دوره، اساطیری، پهلوانی و تاریخی است. شاه‌نامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگ‌جویان این نبرد دایمی در هستی ‌اند. پهلوانانی هم‌چون فریدون، سیاوش، کی‌ خسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته‌اند.

شخصیت‌های دیگری نیز هم‌چون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است.

یاسین نگاه، بنیان‌گذار مرکز فرهنگی شهر کتاب، سخنان‌اش را این‌گونه بیان کرد: «یکی از عوامل بدختی جامعۀ ما، غیبت پاس‌داری از فرهنگ و حضور بداخلاقی فرهنگی بوده‌است.»

یاسین نگاه، شاعر و نویسنده

بخش دوم برنامه، رونمایی «فراموش کابل» تازه‌ترین دفتر شعری ابراهیم امینی است که از نشانی نشر آی‌خانم منتشر شده است.

سید رضا محمدی چند شعر از ابراهیم امینی را به خوانش می‌گیر و سپس یاسین نگاه، در مورد شاعرانه‌گی ابراهیم امینی می‌گوید: «ابراهیم امینی، نمی‌گویم یکی از شاعران مهم دهۀ هشتاد و نود است؛ باید گفت که او برجسته‌ترین شاعر در این دو دهه است. او با شعر روزگار ما پیوند گسست‌ناپذیری دارد.»

سیدرضا محمدی، شاعر و نویسنده

شاعرانی که از پای‌تخت و ولایت‌های کشور برای حضور در این برنامه آمده‌اند، چاپ «فراموش کابل» را برای ابراهیم امینی  و روگشایی «نشر آی‌خانم» را برای جامعۀ فرهنگی افغانستان تهنیت می‌گویند و شعر می‌خوانند.

امان پویامک، شاعر و نویسنده

بخش سوم برنامه، «روگشایی نشر آی‌خانم» است و سید رضا محمدی به دنبال دکلمۀ شعرهای ابراهیم امینی، در مورد نشر چنین می‌گوید: «نشر، تکیه‌گاه جان و دل نویسنده است. راه‌اندازی نشر، رقابت نیست و نباید باشد، نشر تکمیل کنندۀ دایرۀ معنایی و فضیلتی است.» او اضافه می‌کند: «مولانا، فردوسی، سعدی، حافظ، بیدل… تگیه‌گاه زنده‌گی و زنده‌ماندن استند. ادبیات، سینما، نقاشی… وسیله‌یی اند برای رسیدن به آرمان شهر اخلاقی آدمی.»

نمونه‌یی از «فراموش کابل»:

نه، ‌این ‌روزها‌ را‌ به‌ خاطر ‌نیار،‌ نه،‌ این ‌شام‌ها‌ را‌ فراموش‌ کن

 به ‌کس‌ برنخور، ‌عاشق‌ خویش‌ باش، ‌همه ‌نام‌ها ‌را ‌فراموش‌ کن

قیاس ‌تو‌ با ‌هیچ‌کس‌ خوب‌ نیست‌ و‌ خاک ‌است ‌هر ‌کس ‌که ‌مجذوب ‌نیست

برای ‌صدم‌بار ‌آغاز ‌کن‌ سرانجام‌ها‌ را‌ فراموش ‌کن

سیاست‌مدار‌ی‌گری ‌سهل‌ نیست ‌در‌ این ‌گله ‌یک‌ برۀ ‌اهل ‌نیست

درختانه ‌سرشار‌ باش‌ از ‌بهار‌ و‌ اعدام‌ها‌ را ‌فراموش‌ کن

خیالاتی‌ کوچۀ ‌یار ‌باش‌ سر‌ راه ‌خورشید ‌دیوار ‌باش

به‌ افتادن ‌سیب‌ها‌ می‌رسی،‌غم‌ خام‌ها‌ را ‌فراموش‌ کن

به ‌کنج ‌اتاقی‌ نمان ‌و ‌نپوس، ‌لب‌ تاق ‌تنهایی‌ات‌ را ‌نبوس

بیا ‌بگذریم ‌ از‌هم ‌ای‌ جان ‌تو ‌سستِی ‌گام‌ها‌ را ‌فراموش ‌کن

غزل‌ نیست‌ این ‌ساز ‌خاموشی ‌است‌ هم‌آغوشی‌ام ‌با ‌فراموشی‌است  

فراموش‌کارانه بنشین ‌و ‌مغز ‌بادام‌ها ‌را ‌به‌ خاطر ‌بیار

 به ‌خاطر ‌بیار ‌و ‌فراموش‌ کن…

مانیار مهرآیین

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن