از خدا جوییم توفیق ادب

واقعیت این‌ است از شدت زوال روزافزون اخلاقی، گاهی می‌ترسم. فضلا و رذلا به سختی از هم باز شناخته می‌شوند . کم‌ترین بهانه کافی‌ست تا نیک آوازه‌ترین آدم‌ها تبدیل به ماشین تولید ناسزاترین واژه‎ها شوند، فرقی نمی‌کند قصه‌یی سیاسی باشد یا مثلن اشتباه لفظی. همه در زشت‎گویی و زشت‌خویی مسابقه می‌مانند، میراث گرانسنگ معلمان اخلاقی چون سعدی و مولانا و فرهنگ حسنه‌یی که قرن‌هاست رویاها و رازها و اساطیر و البته هویت زیبای ما را ساخته اند، به ناگاه دود می‌شود. مگر این فرهنگ تازۀ اوباشی چه‌قدر قدرت‌مند است که آن همه درس‌های اخلاقی و تماشای زیبا را فرو می‌ریزاند ؟ 
البته این یادداشت را خیلی وقت بود می‌خواستم بنویسم، چون از سرانجام این وضعیت می‌ترسم. یکی از دوستان فرهنگی ما، نظری دربارۀ یک «شوی» تلویزیونی گذاشته که «ام‌سال «بینی» برنده خواهد شد»، بعدها توضیح داده که منظورش آوازخواندن با بینی بوده است. فراوان از دوستان خوب و فرهنگی ما معترض شده اند که این کنایه‌یی قومی است. او قسم خورده که نیست و من که می‌شناسمش و به قولش باور دارم، اما فکر کنیم راست نگفته، چرا کنایۀ بینی باید به کسی بر بخورد؟ من هم از جملۀ بینی پخش‎هایم، اما هیچ وقت فکر نکرده‌ام که بینی بلند و یا کوتاه فضیلت و رذیلت باشد و حتی زیبایی‌شناسی موجی، بینی خرد را درین موج فعلی حاکم می‌پسندد، چرا باید فکر کنیم همه مردم دنیا قصد توهین و تحقیر ما را دارند. چرا باید این همه از موضع تظلم با خود برخورد کنیم. فضیلت آدمی به دانایی و توانایی اوست نه به چشم و گوش و بینی‌اش. که اگر چنین باشد باز به روایت سعدی، چه میان نقش دیوار و میان آدمیت؟!
و به فرض که کسی ناکسی، قصد و غرض تخریب و تحقیر ما کند، با سیل ناسزا چه نصیب ازین دعوا می‌بریم؟ هیچ چیز به اندازۀ سخن ناروا و بیان ناسزا گوینده را تحقیر نمی‌کند. تفاخر به تعداد آوازخوان و جنگ‌آور و دانا و توانایی که از یک قریه یا یک قبیله برخاسته نیز، سبب فضیلت همۀ آن‎‌ها نمی‌شود. هر کدام ما به سبب دست‌آورد شخصی خودمان، سزاوار تحسینیم و البته همه مردم افغانستان به‌خصوص زنان که درین سال‌های مصیبت و بلوا و بلا، هنوز زنده اند و برای زنده‌گی و پیش‌رفت تکاپو می‌کنند، قهرمان و قابل افتخار اند . درین بارش بی‌امان اندوه، راهی جز در کنار هم ماندن و هم دیگر را دوست داشتن وجود ندارد، تنها-تنها هیچ کدام ازین مرداب نجات نمی‌یابیم ، مگر با هم‌چنان که نویسندۀ منطق‌الطیر در تمثیل جست‌وجوی سیمرغ روایت می‌کند و برای این مقصود و رسیدن به قاف سیمرغ و مراد سعادت، تنها التزام به ادب می‌تواند ما را یاری کند .

سیدرضا محمدی

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن