تروریست‌ها خوب و بد ندارند


گروه طالبان از همان روزی که در خاک پاکستان تولد شد تا امروز به عنوان دانه‌های شطرنج در  دست‌ استخبارات کشورهای منطقه‌یی و فرامنطقه‌یی دست به دست شده است؛ وقتی این مهره‌ها در نظر ایجادکننده‌گان آن فرسوده شدند، راه دیگری را در پیش گرفتند و دست به ایجادگروهِ خشن‌تر از آن‌ها زدند؛ گروهی که امروز تابع هیچ قوانین و ارزش‌های انسانی و اخلاقی نیستند و عطش انسان‌کشی در آن‌ها فواره می‌کند. طالبان بیش از دو دهه توانستند در این سرزمین، به یک‌سری اهداف و برنامه‌ها دست یابند؛ اهدافی که از سوی حامیان داخلی و بیرونی‌شان در نظر گرفته شده بود. یکی از این اهداف، سرکوب جناح مقاومت بود که به درستی توسط این گروه اجرا شد، دوم حضور نیروهای امریکایی و قدرت‌های دیگر در افغانستان بود؛ این حضور در کادر فعالیت گروهِ تروریستی طالبان معنا می‌یابد، چون به هر پیمانۀ که افغانستان ناامن و فعالیت طالبان گسترده باشد، به همان پیمانه دست قدرت‌های بیرونی در امور داخلی این کشور باز است. سوم، ترور برخی چهره‌های برجسته و مخالف اشغال افغانستان توسط بی‌گانه‌گان بود که به ساده‌گی توسط شبکۀ طالبان و یا حامیان آن‌ها عملی گردید. بعد از این که این اهداف توسط گروهک تروریستی طالبان جامۀ عمل پوشید، برای عملی کردن برنامه‌های گسترده در منطقه، نیاز به ایجاد یک گروه خشن‌ترِ دیگر بودند، که بتوانند توسط آن گروه برنامه‌های مهم‌تری را عملی کنند؛ برنامه‌هایی‌که دیگر از عهدۀ طالبان برآورده شدنی نبود. وقتی دورۀ بازی و مأموریت طالبان به اتمام رسید و آن‌ها از نظرِ حامیان اصلی‌شان افتیدند؛ رجوع به کشورهای دیگر کردند، که  امروز یکی از این کشورها روسیه است. روسیه از حضور داعش در افغانستان نگران است. باور مقامات روسی این است که گروه داعش توسط امریکا و برخی کشورهای هم‌پیمانِ امریکا در خاورمیانه و افغانستان برای مقابله با روسیه و هم‌پیمانانش ایجاد شده است. در ماه‌های پسین، بارها خبرهایی از رابطۀ روسیه با طالبان پخش شد، اما هیچ‌گاهی مورد تأیید سفیر روسیه در کابل قرار نگرفت. اما در ماه‌های اخیر این خبرها از جانب سفارتِ این کشور در افغانستان مورد تأیید قرار گرفت. ظاهرن هدف این کشور حمایت از طالبان در جهتِ تأمین صلح در افغانستان و منطقه گفته شده است.
گذشته از این‌ها، اصل مسأله در این ماجراها تقویتِ سیاست‌های منطقه‌یی پاکستان است که به نحوی کم کم عملی می‌گردد. پیدا کردن حامیانِ منطقه‌یی برای گروه طالبان که به عنوان ابزارِ تطبیق سیاست خارجیِ این کشور مطرح است، یکی از آرزو‌های دیرینۀ پاکستان به شمار می‌رود و نیز قدرت‌های منطقه از روند تحولات در افغانستان بیم‌ناک اند و می‌خواهند دست‌کم یک طرفِ معضل که طالبان است را به سویِ خود بکشانند.
مسلمن امروزه جریان طالبان به یک جریانِ بسیار موثر در دادوستدهای استخباراتی و دیگر بازی‌های سیاهِ انسانی در منطقه تبدیل شده و هر حلقۀ استخباراتی می‌کوشـد تا از این گروه در راستای اهداف و منافعِ خود سود ببرد. همین وضع سبب شده است که طالبان به یک گروه پُرمشتری و عایدکننده‌ای جهانی و منطقه‌یی در آید. از طرف دیگر، نوع نگاهِ قبیله‌یی به طالبان از سوی سیاست‌مداران قبیله‌گرای افغانستان، به‌ویژه حامدکرزی در پانزده سال گذشته سبب شده که طالبان از انزوا به متن سیاست کشیده شوند و سرانجام به یک چالشِ بزرگ برای مردم افغانستان تبدیل گردند.
اما امروز که روسیه به عنوان یک قدرتِ بسیار مهم در منطقه، روی طالبان سرمایه‌گذاری می‌کند تا به اصطلاح سدی در برابر داعش باشند و هم‌چنان ایران، نشان دهنده‌یی آن است‌که تهدیدِ تازه‌یی که در کشور واقع شده، تهدیدهای کهنه را به فرصت تبدیل کرده و بازی‌گران را گردِ آن جمع آورده است. البته این کشورها از این گروه به عنوان ابزارهایی دمِ دست استفاده می‌کنند و نگاه درازمدت به طالبان و برنامه‌های آن‌ها ندارند. ولی اگر این رابطه بر اثرِ ناچاری‌های موجود، بیش از پیش‌بینی‌های صورت‌گرفته ادامه یابد، ممکن است از حالتِ ابزاری و کوتاه‌مدت، به راه‌برد هدف‌مند و درازمدت تبدیل شوند که هم به زیانِ کشورهای منطقه و هم افغانستان خواهد بود.
همان‌طور که پاکستان در این بازی استخباراتی به ناکامی مواجه شد و به عنوانِ مادر طالبان و افراطی‌گری، در جهان شناخته شد. کشورهای دیگری که هم‌اکنون می‌خواهند با طالبان بازی کنند و از کارتِ طالب دست‌کم در برابر داعش و گرداننده‌گانِ آن استفاده نمایند، در نهایت خود به دامِ بلا و سرافگنده‌گی گرفتار می‌گردند. زیرا تروریسم ثابت کرده است که خوب و بد ندارد.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن