از خیابان‌آزاری تا خودسانسوری

دختر باید سنگین باشد. در بیرون از خانه نخندد، سرخم راه برود و به اطرافش نگاه هم نکند! این دستورها برای بسیاری از دختران در افغانستان آشنا و تکراری‌ست. دختران افغانستانی در برخورد با زنان از خود یک گونه و با مردان گونه‌یی دیگری رفتار می‌کنند. آنان در معاشرت با مردان، آرام‌تر ظاهر می‌شوند، سنجیده‌تر سخن می‌گویند تا مبادا اشتباهی سر نزند، نفس خود را اول حبس می‌کنند و بعد عمیق‌تر نفس می‌کشند و گاهی هم با لباس و حجاب خود بیش‌تر ور می‌روند. برخی از دختران هم بیش از حد خود را جمع می‌کنند. پیشانی به‌هم ریخته و چروک دختران به نوعی سیستم دفاعی آنان در رفتار با مردان تبدیل شده؛ امری که بیش‌تر برای راننده‌ها در جاده‌های کابل قابل دید است. وقتی که دختران با چنین چهره‌‌یی از جاده عبور می‌کنند. در جامعۀ سنتی افغانستان چشم به چشم شدن زنان در هنگام حرف زدن با مردان مصداقی از نجابت برای زنان قلم‌داد نمی‌شود. به جای آن، آنان چشم به زمین، آرام و شمرده حرف می‌زنند. این احتیاط و محافظه‌کاری در رفتار دختران جوان در بسیاری جاها در این کشور بروز می‌کند. در محیط کاری، در مراکز آموزشی مختلط، در خیابان و حتی در میان خانواده و بسته‌گان و… در مراسم گونه‌گون.

مژگان وارثی، یکی از فعالان حقوق زن می‌گوید: «وقتی بیرون می‌روم بسیار دل‌هره دارم. با مردان چشم به چشم صحبت نمی‌توانم، چون از کودکی برایم گفته شده که باید با مردان صحبت نکنم و هم‌واره از گفتن حرف‌های دلم خودداری کنم تا مبادا سوءتفاهم صورت گیرد.» همین سوءتفاهم باعث شده که حتی دخترانی که در فضای آزاد دانش‌جو استتد و درس می‌خوانند، خوددارتر ظاهر شوند.

ساره حفیظی، دانش‌جوی رشتۀ روزنامه‌نگاری در دانشگاه کابل می‌گوید: «اگر چه در محیط دانشگاه با خیلی از پسران یک‌جا درس می‌‏خوانم، ولی باز هم نمی‌‏توانم به ساده‌گی با آن‌ها صحبت کنم؛ حتی اگر آن پسر استادم باشد. با استادان زن به مراتب راحتم و ارتباط خوبی برقرار می‌توانم.» گاهی محدودیت‌های این چنینی به جای می‌رسد که سر ذوق و شوق دختران نیز تاثیر می‌گذارد.

عالیه سلطانی، فروشنده‌یی است در قلب شهر کابل، او می‌گوید که بارها مجبور شده است رفتار خود را سبک و سنگین کند تا مبادا به بی‎حیایی متهم شود. از این رو، عالیه مانند برخی از دختران دیگر ناچار است رنگ دل‌خواه، لباس مورد پسند و یا هم کفش‌های دوست‌داشتنی خود را انتخاب نکند و به خودداری از آرایش و حتی حجاب اجباری روی آورد. از سوی دیگر، هستند زنانی که از روی ناچاری و برای جلوگیری از طعنه‌زدن مردم و برای این‌که مصئون بمانند، چادر سر می‌کنند.

ظریفه سلطان‌زی، دختری که با این‌گونه رفتار در خانه و اجتماع روبه‌روست، می‌گوید: «ما باید به ارزش‏‌های جمعی و فرهنگی خود احترام بگذاریم. خانه و بیرون از خانه باهم فرق دارد و برخوردها هم باید فرق کند. من دوست دارم که در بیرون یک شخصیت جدی داشته و در خانه صمیمی باشم.» این است که حیا و ارزش‏ صفاتی اند که دختران را به سوی رفتار دوگانه وا می‌دارد. با وجودی که اکثر دختران افغانستانی سعی می‏‌کنند تا ارزش‏‌های حاکم بر جامعه را زیر پا نکنند، چون آنان از آزار و اذیت‌‏های خیابانی در امان نیستند.

روزی در دانشگاه کابل مصروف قدم زدن بودم، دو پسری که احتمال می‌رفت تازه از صنف به‌در آمده‌اند، خطاب به رفیقم گفتند: «مادرت داماد نمی‌خواهد» و بعد لبخندی طعنه‌آمیزی زد و رفت. برای من و دیگر دختران کابل متلک‌های مانند «گودی تیار. جیگر جیگر. او کبک رفتار. چشم آهو…» یا هم زشت‌تر از آن، ترا چه به کار، خانه بشین، اینه امروز چه پوشیدی، تو که این‌قدر مقبول هستی، خواهر قماربازت چه چیزی باشد. رفیقم که نخواست ازش نان ببرم، می‌گوید: «خیابان آزاری دیگر پدیدۀ عام شده که ناشی از فقر شدید جنسی و سخت‌گیری‌های خانواده‌‏ها است. گرچه در این اواخر حضور زنان در دفاتر و ارگان‌های دولتی بیش‌تر شده و مایه امیدواری است که شاید بتواند در کاهش این نوع آزارهای خیابانی کمک کند. اما تا آن کم نشود، دختران ناچارند از احتیاط لازم برخوردار باشند. به دنبال مردی که به رفیقم متلک گفت، راه افتادم، او را متوقف کردم و از او خواستم که بدون ذکر نامش با من گفت‌وگو کند. ش. ا. ۲۳ ساله گفت: «واقعن ناعادلانه است که مردان جامعه را از بابت چنین موضوع ملامت کنید. سرنخ مشکل جای دیگری‌ست. محرومیت جنسی چنان مشکل‌ساز است که مردان جامعه را وادار به متلک‌گویی می‌کند. واقعیت‌اش این است که یک پسر با دیدن یک دختر حس غیر پیدا می‌کند و چون کار دیگری نمی‌تواند، با چند کلمه خود را تسکین می‌دهد.

با این حال بسیاری از فعالان حقوق زن در افغانستان که برای یک جامعۀ برابر و دور از خشونت، کار می‌کنند، به این باور اند که فضای مرد‏سالارانه افغانستان که حق تبارز را از زنان گرفته، تلطیف شود.

حمیرا ثاقب فعال حقوق زن در این مورد می‌گوید: «نوع نگاه به زنان در تمامی سطوح جامعه آنان را وادار می‌کند که در تامین روابط خود با مردان محتاط باشند. اگر زنی آزادانه رفتار می‌کند از رفتارش سوء تعبیر می‌شود، از همین جهت زنان به خود سانسوری می‌پردازند. در حقیقت عدم اعتماد میان زنان و مردان شکاف اجتماعی را به‌وجود آورده است؛ اما در صورتی داشتن حمایت قانونی می‌توان به اخلاق‌سازی در جامعه پرداخت. حکومت باید در زمینۀ اجرایی ساختن این قانون اراده سیاسی داشته باشد. مجلس نمایندگان هم برای ایجاد فضای آرام و امن برای زنان در این کشور سرانجام قانون منع آزار و اذیت زنان را در سه فصل و بیست و نه ماده تصویب کرد. در این قانون انواع آزار و اذیت کلامی، فزیکی، نوشتاری و تصویری تعریف شده و این اعمال جرم پنداشته شده است. اما با وجود آن، هنوز هم آمار خیابان آزاری زنان در افغانستان بلند است و کسی نتوانسته جلو بدرفتاری و متلک‌گویی را بگیرد و این وضعیت در کنار کوتاهی خانواده‌ها در زمینه آموزش دادن اعتماد به نفس به دختران، باعث شده که زنان با دو گونه رفتار در جامعه ظاهر شوند.

مرسل هاشمی

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن